وَ لا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ ،
« 111 » اى ، در سينههاى خود خشمى و حسدى نيابند از آن چه مهاجران را داده شد از فىء « 112 » از آن جهت كه حق تعالى بر ايشان ثنا فرموده .
مترجم مىگويد كه اين آيت در شأن انصار نازل شده است ، در آن حال كه پيغامبر - عليه السلام - مالهاى بنى نضير بر مهاجران قسمت كرد و انصار را از آن چيزى نداد مگر سه كس را كه حاجت ايشان ماسّه بود ، و انصار بدان رضا دادند و خوشدل بودند ، و بر نفس خود اختيار كردند برادران مهاجر را به مال ، اگر چه ايشان را به مال حاجت بود .
پس به عدم حسد ايشان را ثنا گفت . و در آيت ديگر در معرض انكار فرموده :
أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ ،
« 113 » اى ، آيا حسد مىكنند مردمان را بر آن چه خداى تعالى ايشان را داده است [ 232 ] از فضل خود ؟
مترجم مىگويد كه اين آيت در شأن جهودان است كه پيغامبر را حسد مىكردند بر نبوت و اباحت زنان ، و مىگفتند : اگر وى پيغامبر بودى كار نبوت او را از زنان مشغول گردانيدى .
و گفت - جل جلاله :
كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ
تا آن جا كه گفت :
إِلَّا الَّذِينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّناتُ بَغْياً بَيْنَهُمْ .
« 114 » اين « بغى » را به حسد تفسير كردهاند . و گفت - جل جلاله :
وَ ما تَفَرَّقُوا إِلَّا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْياً بَيْنَهُمْ .
« 115 » پس خداى - عز و جل - علم فرستاد تا ايشان را جمع گردانيد و بر طاعت خود فراهم آورد ، و ايشان را فرمود كه به علم متألّف « 116 » شوند . و ايشان با يك ديگر حسد كردند و مختلف شدند ، چه هر يكى از ايشان خواست كه در رياست و قبول قول متفرّد باشد . پس بعضى از ايشان بر بعضى رد كردند .
ابن عباس گفت كه جهودان پيش از بعث پيغامبر چون با قومى قتال كردندى گفتندى : به پيغامبرى كه ما را وعده كردهاى كه إرسال خواهى كرد ، و به كتابى كه آن را فرو خواهى فرستاد ، كه ما را نصرت كنى . پس نصرت يافتندى ، و چون پيغامبر از فرزندان اسماعيل آمد بشناختند او را ، و پس از شناختن كافر شدند ، و حق تعالى فرمود :
وَ كانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ ،
تا آن جا كه گفت :
أَنْ يَكْفُرُوا بِما أَنْزَلَ اللَّهُ بَغْياً ،
« 117 » اى ، كافر شدند بدانچه
هامش
( 111 ) حشر 59 - 9 .
( 112 ) فىء ، غنيمت .
( 113 ) نساء 4 - 54 .
( 114 ) بقره 2 - 213 .
( 115 ) شورى 42 - 14 .
( 116 ) متألّف ، همساز ، موافق .
( 117 ) بقره 2 - 89 و 90 .