اى پروردگار ، كدام كس از بندگان تو بر تو عزيزتر ؟ فرمود آن كه چون قادر شود عفو كند . و براى آن ابو دردا را پرسيدند كه عزيزتر مردمان كيست ؟ گفت : آن كه عفو كند چون قادر شود ، پس عفو كنيد ، خداى - عز و جل - شما را عزيز گرداند . و مردى به خدمت پيغامبر آمد ، و از مظلمتى شكايت كرد ، فرمود تا بنشيند ، و خواست كه داد وى بستاند . پس گفت : انّ المظلومين هم المفلحون يوم القيامة ، اى ، مظلومان رستگاران باشند روز قيامت . پس او چون [ 222 ] اين حديث بشنيد ابا نمود كه داد خود بستاند .
و عايشه - رضى اللّه عنها - روايت كرد كه پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - گفت : من دعا على من ظلمه فقد انتصر ، اى ، هر كه بر ظالم خود دعا كرد داد خود بستد . و انس روايت كرد كه پيغامبر - عليه السلام - گفت : إذا بعث اللّه الخلائق يوم القيامة نادى مناد من تحت العرش ثلاثة اصوات : يا معشر الموحّدين انّ اللّه قد عفا عنكم فليعف بعضكم عن بعض ، اى ، چون خداى - عز و جل - خلايق را روز قيامت برانگيزد مناديى در زير عرش ندا كند سه بار : اى گروه موحّدان ، خداى - عز و جل - از شما عفو كرد ، پس بايد كه شما از يك ديگر عفو كنيد .
و بو هريره روايت كرد كه پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - چون فتح مكه كرد ، خانهء كعبه را طواف كرد و دو ركعت نماز بگزارد ، پس به كعبه آمد و بازوهاى در بگرفت و گفت : ما تقولون و ما تظنّون ؟ اى ، چه مىگوييد و چه گمان مىبريد ؟ گفتند : مىگوييم كه برادر و پسر عم حليم و رحيم است . « 77 » سه بار اين سخن بگفتند ، پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - گفت : أقول كما قال يوسف :
« لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ . »
« 78 » اى ، همچنان مىگويم كه يوسف گفت : « بر شما سرزنشى نيست ، خداى - عز و جل - شما را بيامرزد ، و او بخشايندهترين بخشايندگان است . » گفت : پس بيرون آمدند چنانستى كه از گورها زنده گردانيده شدند ، پس در اسلام در آمدند .
و سهيل بن عمرو روايت كرد كه پيغامبر - عليه السلام - چون به مكه رسيد ، درآمد و دستهاى خود بر در كعبه نهاد ، و مردمان گرد بر گرد او بودند ، پس گفت : لا إله الاّ اللّه وحده لا شريك له صدق وعده و نصر عبده و هزم الاحزاب وحده . پس گفت : يا معشر قريش ما تقولون و ما تظنّون ؟ گفتند : يا
هامش
( 77 ) در كيمياى سعادت : گفتند « چه گوييم جز خير ؟ چشم بر كرم تو داريم ، امروز دست دست تو است . » ( 2 - 122 ) .
( 78 ) يوسف 12 - 92 .