و أبو هريره روايت كرد كه پيغامبر - عليه السلام - گفت : ابتغوا الرّفعة عند اللّه ، اى ، رفعت جوييد نزديك خداى . گفتند : آن چيست يا رسول اللّه ؟ گفت : تصل من قطعك و تعطى من حرمك و تحلم عمّن جهل عليك ، اى ، بپيوندى بدان كه از تو ببريد ، و بدهى آن را كه تو را محروم كرد ، و حلم برزى از آن كه بر تو جهل برزيد . و گفت - عليه السلام : خمس من سنن المرسلين : الحياء و الحلم و الحجامة و السّواك و التّعطّر ، اى ، پنج چيز از سنتهاى پيغامبران مرسل است : شرم و حلم و حجامت و مسواك و تعطّر .
و على - رضى اللّه عنه - روايت كرد كه پيغامبر - عليه السلام - گفت : انّ الرّجل المسلم ليدرك بالحلم درجة الصّائم القائم و انّه ليكتب جبّارا [ عنيدا ] و ما يملك الاّ اهل بيته ، اى ، مرد مسلمان به حلم هر آينه درجهء روزهدار قيام كننده دريابد ، و هر آينه جبار [ ستيزه جو ] نوشته شود « 43 » ، و جز اهل خانهء خود را مالك نباشد .
و بو هريره روايت كرد كه مردى پيغامبر - عليه السلام - را گفت : يا رسول اللّه ، مرا خويشاونداناند ، كه با ايشان مىپيوندم ايشان از من مىبرند ، و به جاى ايشان نكويى مىكنم و ايشان در حق من بدى مىكنند ، و بر من جهل مىبرزند و من با ايشان بردبارى مىكنم . گفت - عليه السلام : لئن كان كما تقول فكأنّما تسفّهم الملّة و لا يزال معك من اللّه ظهير ما دمت على ذلك ، اى ، اگر چنان است كه مىگويى ، پس چنانستى كه خاكستر گرم در روى ايشان مىپراكنى ، و هميشه از خداى با تو ياريگرى باشد مدام كه بر آن باشى .
و مردى از مسلمانان گفت : الهى نزديك من چيزى نيست كه صدقه دهم ، پس هر مردى كه در عرض من قدحي كند من آن بر او صدقه كردم . پس حق تعالى بر پيغامبر وحى فرستاد كه او آمرزيده شد . پيغامبر - عليه السلام - گفت [ 215 ] : أ يعجز أحدكم ان يكون كأبي ضمضم ؟ اى ، يكى از شما عاجز مىشود كه چون ابو ضمضم باشد ؟ گفتند : يا رسول اللّه ، ابو ضمضم كيست ؟ گفت : رجل كان فيمن قبلكم إذا أصبح يقول : اللهمّ انّى اتصدّق اليوم بعرضي على من ظلمني ، اى ، مردى بود در ميان كسانى كه پيش از شما بودند ، چون بامداد كردى گفتى : اى بار خداى ، من عرض خود را امروز بر كسى كه بر من ستم كند صدقه كردم . و در تفسير قول حق تعالى
« كُونُوا رَبَّانِيِّينَ »
« 44 » حليمان و عالمان گفتهاند .
هامش
( 43 ) به سبب سوء خلقش ( زبيدى ) .
( 44 ) آل عمران 3 - 79 .