تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
اجرا من جرعة غيظ كظمها ابتغاء وجه اللّه ، اى ، جرعه‌اى به گلوى بنده‌اى داده نشد بزرگ ثواب‌تر از جرعهء خشمى كه آن را براى رضاى خداى فرو خورد . و ابن عباس روايت كرد كه پيغامبر - صلى اللّه عليه و سلم - گفت : انّ لجهنّم بابا لا يدخلها الاّ من شفى غيظه بمعصية اللّه ، اى ، دوزخ را درى است كه در آن در نرود مگر كسى كه خشم خود را به معصيت خداى شفا دهد . و گفت : ما من جرعة احبّ إلى اللّه من جرعة غيظ يكظمها عبد و ما كظمها عبد الاّ ملأ اللّه جوفه ايمانا ، اى ، هيچ جرعه‌اى نزد خداى - عزّ و جلّ - دوست‌تر از جرعهء خشم نيست كه بنده‌اى آن را فرو خورد ، و بنده‌اى آن را فرو نخورد كه نه حق تعالى جوف او را پر ايمان گرداند . و گفت : من كظم غيظا و هو يقدر على ان ينفذه دعاه اللّه على رءوس الخلائق يخيّره في اىّ الحور شاء ، اى ، هر كه خشم فرو خورد و او تواند كه آن را به نفاذ رساند ، حق تعالى وى را بر سر خلقان بخواند ، در هر حورى كه خواهد مخيّر گرداند . آثار عمر - رضى اللّه عنه - گفت : هر كه بپرهيزد « 41 » خشم خود نراند ، و هر كه از خداى بترسد آن چه خواهد نكند ، و اگر نه روز قيامت بودى ، هر آينه غير آن بودى كه بينيد . و لقمان پسر خود را گفت : اى پسر ، آبروى خود به خواستن مبر ، و خشم خود را به فضيحت خود شفا مده ، و اندازهء خود بدان تا زندگانى تو سود دارد تو را . و ايوب « 42 » گفت : حلم يك ساعت شر بسيار را دفع كند . و سفيان ثورى و بو خزيمهء يربوعى و فضيل بن عياض فراهم آمدند و زهد ياد كردند ، پس متفق شدند بر آن كه فاضل‌ترين اعمال حلم است در حال خشم و صبر در حال طمع . و مردى عمر را - رضى اللّه عنه - گفت : به خداى كه نه حكم به عدل مىكنى و نه عطاى جزيل مىدهى . پس عمر در خشم شد چنان كه در روى وى پيدا آمد ، پس مردى وى را گفت : يا امير المؤمنين ، نشنيده‌اى قول حق تعالى :
خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ ،
« 43 » و اين مرد از جاهلان است . عمر گفت : راست گفتى . و چنانستى كه آتشى بود و فرو مرد . و محمد بن كعب گفت : سه چيز است كه در هر كه باشد ايمان او به خداى كامل بود : چون راضى شود ، رضاى او به باطل نكشد ، و چون خشم گيرد ، خشم او او را از حق بيرون نبرد ، و چون قدرت يابد ، آن چه او را نباشد نگيرد . و مردى بر سلمان آمد و گفت : اى بندهء خداى ، مرا وصيّت كن . گفت : در خشم مشو . گفت :
هامش
( 41 ) پرهيزكار باشد ، از خداى بترسد . ( 42 ) ايوب سختيانى . ( 43 ) اعراف 7 - 199 .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 362 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى