و معتمر بن سليمان گفت كه مردى بود از متقدمان كه خشم او قوّتى داشت ، پس سه نامه بنوشت و هر نامهاى مردى را داد ، و اول را گفت كه چون در خشم شوم اين به من ده . و دوم را گفت كه چون بعضى از خشم من ساكن شود آن را به من ده . و سوم را گفت كه چون خشم از من زايل گردد اين به من ده . پس روزى خشم او قوّت گرفت ، نامهء اول به دو دادند ، در آن نوشته بود كه « تو را بر خشم چه كار ، تو خداى نيستى ، تو جز آدمى نهاى ، زود باشد كه بعضى از تو بعضى را بخورد . » پس بعضى خشم او ساكن شد ، پس دوم به دو دادند ، در آن مكتوب بود كه « رحمت كن بر آن كه در زمين است ، تا رحمت كند بر تو آن كه در آسمان است . » پس سوم به دو دادند ، در او اين بود كه « مردمان را به حق خداى مؤاخذت كن ، چه ايشان را جز آن به صلاح ندارد . » اى ، حدّها را قايم دار .
و مهدى « 40 » بر مردى در خشم شد ، شبيب وى را گفت : براى خداى قوىتر از آن در خشم مشو كه او براى ذات خود شود . مهدى آن كس را بگذاشت .
بيان فضيلت فرو خوردن خشم
( 1 ) حق تعالى گفت :
وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ ،
« 41 » اى ، فرو خورندگان خشم . و اين را در معرض مدح ياد كرد .
و پيغامبر - عليه السلام - گفت : من كفّ غضبه كفّ اللّه عنه عذابه و من اعتذر إلى ربّه قبل اللّه عذره و من خزن لسانه ستر اللّه عورته ، اى ، هر كه خشم خود بگذارد حق تعالى عذاب او بگذارد ، و هر كه از پروردگار خود عذر خواهد [ 213 ] عذر او را قبول كند ، و هر كه زبان خود نگاه دارد خداى - عزّ و جل - عيب او را بپوشد . و گفت - عليه السلام : اشدّكم من غلب نفسه عند الغضب و أحلمكم من عفا بعد القدرة ، اى ، قوىتر شما آن است كه نفس خود را در حال خشم غالب باشد ، و حليمتر شما آن كه پس از قدرت عفو كند . و گفت - عليه السلام : من كظم غيظا و لو شاء ان يمضيه أمضاه ملأ اللّه قلبه يوم القيامة رضا ، اى ، هر كه خشم فرو خورد و اگر امضاى « 42 » آن خواهد تواند ، خداى - عز و جل - دل او را روز قيامت پر رضا گرداند . و در روايتي ديگر : ملأ اللّه قلبه امنا و ايمانا ، اى ، دل او را پر امن و ايمان گرداند .
و ابن عمر روايت كرد كه پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - گفت : ما جرع عبد جرعة اعظم
هامش
( 40 ) مهدى عباسى ، محمد بن عبد اللّه ( زبيدى 8 - 24 ) بن على بن عبد اللّه بن عباس .
( 41 ) اعراف 7 - 199 .
( 42 ) امضا ، اجرا .