شما در خشم شود ، گو به آب وضو سازد ، چه خشم از آتش است . و در روايتي : انّ الغضب من الشّيطان و انّ الشّيطان خلق من النّار ، و انّما يطفئ النّار الماء ، فإذا غضب أحدكم فليتوضّأ ، اى ، خشم از شيطان است ، و شيطان از آتش آفريده شده است ، و آتش جز به آب نميرد ، پس چون يكى از شما در خشم شد ، گو آبدست كن .
و ابن عباس روايت كرد كه پيغامبر - عليه السلام - گفت : إذا [ 212 ] غضبت فاسكت ، اى ، چون در خشم شدى خاموش باش . و بو هريره ، روايت كرد كه پيغامبر - عليه السلام - چون ايستاده در خشم شدى بنشستى ، و چون نشسته در خشم شدى پهلو زدى ، پس خشم او زايل گشتى . و بو سعيد خدرى روايت كرد كه پيغامبر - عليه السلام - گفت : الا انّ الغضب جمرة في قلب ابن آدم الا ترون إلى حمرة عينيه و انتفاخ أوداجه ، فمن وجد من ذلك شيئا فليلصق خدّه بالارض ، اى ، بدان كه خشم انگشتى است در دل پسر آدم ، نمىبينيد در سرخى چشمها و پر باد شدن رگهاى گردن او ؟
پس هر كه از آن چيزى يابد ، گو رخسار خود بر زمين رسان . و اين اشارتى است به سجده . و عزيزترين عضوى را بر خوارترين موضعى نه ، و آن خاك است ، تا نفس بدان ، خوارى خود بداند ، و از عزت و كبر كه سبب خشم است جدا شود .
و آمده است كه عمر روزى در خشم شد ، پس آب خواست و استنشاق كرد و گفت : خشم از شيطان است ، و آب خشم را ببرد . و عروة ابن محمد گفت : چون مرا عمل يمن دادند ، پدرم گفت : تو را ولايت دادند ؟ گفتم : آرى . گفت : چون در خشم شوى در آسمان فوق خود و در زمين تحت خود بنگر ، پس خالق ايشان را بزرگتر ياد كن . و آمده است كه ابو ذر در خصومتى كه او را با مردى بود وى را گفت : يا ابن الحمراء . آن به پيغامبر رسيد ، گفت : يا أبا ذر ، بلغني انّك اليوم عيّرت رجلا بامّه ، اى ، اى ابو ذر ، به من رسيد كه تو امروز مردى را به مادر او سرزنش كردى . گفت : بلى .
ابو ذر برفت تا وى را خشنود كند ، پس آن مرد بر او سبقت نمود و بر او سلام داد ، [ پس ابو ذر اين ] در خدمت پيغامبر تقرير كرد ، پيغامبر گفت : يا أبا ذر ارفع رأسك فانظر ، ثمّ اعلم انّك لست بأفضل من احمر فيها و لا اسود الاّ ان تفضله به عمل ، اى ، اى ابو ذر ، سر خود بردار و بنگر ، پس بدان كه تو در زمين فاضلتر از سرخ و سياه نيستى ، مگر آن كه به عمل بر او فضل يا بى . پس گفت - عليه السلام : إذا غضبت فان كنت قائما فاقعدوا ان كنت قاعدا فاتّكئ و ان كنت متّكئا فاضطجع ، اى ، چون در خشم شدى :
اگر ايستاده باشى بنشين ، و اگر نشستهاى تكيه كن ، و اگر تكيه كرده باشى پهلو زن .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 360
مساهمون: الغزالي
ص٣٦٠