و از ضعف خشم سستى باشد و خاموش بودن در حال ديدن منكرها . و پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - گفته است : خير امّتى أحدّاؤها ، اى ، بهترين امت من تيز خشمان ايشانند ، يعنى در دين . و بارى تعالى گفت :
وَ لا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ .
« 25 » اى ، رقّت و رحمت نبايد كه شما را بر تعطيل حدها و تخفيف زدن دارد . بل هر كه خشم ندارد از رياضت نفس خود عاجز باشد . چه رياضت بدان تمام شود كه خشم را بر شهوت مسلّط كند ، تا « 26 » بر نفس خود در خشم شود ، چون به شهوتهاى خسيس ميل كند .
پس نبودن خشم نكوهيده است . و ستودهء خشم آن است كه فرمان عقل و دين را منتظر باشد . پس برانگيزد آن جا كه حميّت واجب باشد ، و فرو ميرد جايى كه حلم خوب آيد . و حفظ آن بر حد اعتدال استقامتى است كه حق تعالى بندگان را بدان تكليف فرموده است . و اين ميانه است كه پيغامبر - عليه السلام - آن را صفت كرده است آن جا كه فرموده است : خير الامور أوسطها . پس هر كه خشم او به سستى مايل شود تا در خود ضعف غيرت بيند و خسّت و احتمال مذلت و ظلم در غير محل يابد ، بايد كه نفس خود را علاج كند تا خشم او قوّت گيرد . و هر كه خشم او به افراط ميل كند تا او را به تهور و اقتحام فواحش كشد ، بايد كه نفس خود را معالجت كند تا سورت « 27 » خشم او كم شود و بر وسط حق ، ميان طرفين ، بايستد ، چه صراط مستقيم آن است . و آن باريكتر از موى است و تيزتر از شمشير . و اگر از آن عاجز شود بايد كه نزديكى آن طلبد كه حق تعالى فرموده است :
وَ لَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ فَلا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوها كَالْمُعَلَّقَةِ ،
« 28 » اى ، هرگز نتوانيد كه در ميان زنان در دوستى تسويه كنيد و اگر چه بكوشيد ، پس سوى آن كس كه دوست مىداريد - در نفقة و قسمت - ميل كلى مكنيد كه ديگرى را چنان گذاريد كه نه بيوه باشد و نه با شوى . چه هر كه از كل خير عاجز شود نبايد كه كل شر به جاى آرد ، و ليكن بعضى بدى آسانتر از بعضى است ، و بعضى نيكى رفيعتر از بعضى . اين است حقيقت خشم و درجات آن .
بيان آن كه ازالت اصل خشم به رياضت ممكن است يا نه
( 1 ) بدان كه جماعتى گمان بردهاند كه محو خشم به كليت متصوّر است ، و گفتهاند كه رياضت سوى آن متوجه است و مقصود جز آن نيست . و طايفهاى پنداشته كه آن اصلى است كه قابل علاج نيست .
هامش
( 25 ) نور 24 - 2 .
( 26 ) تا ، حتى .
( 27 ) سورت ، تندى و تيزى ، شدت .
( 28 ) نساء 4 - 129 .