و صورت باطن اول زشت شده است پس زشتى آن به ظاهر رسيده است . پس تغيّر ظاهر ثمرهء تغيّر باطن است . پس مثمر را از ثمره قياس بايد گرفت ، و اين اثر اوست در تن .
و اما اثر او در زبان ظاهر شدن دشنام و فحش و سخنان زشت است كه ارباب عقل از آن شرم دارند ، و گويندهء آن را در حال فتور خشم از آن شرم آيد . و آن با پريشانى نظم و اضطراب لفظ باشد .
و اما اثر او در اعضا زدن و فرو گرفتن و دريدن و كشتن و خستن است در حال تمكن از بىباكى . و اگر كسى كه خشم بر وى است از او بگريزد ، يا به سببى فوت شود و از تشفّى عاجز آيد ، خشم بر او بازگردد ، پس جامهء خود به درد و خويشتن را به تپانچه بزند ، و باشد كه دست بر زمين زند و بدود ، چون واله مست مدهوش متحيّر ، و بسى باشد كه در افتد و از شدت خشم دويدن و برخاستن نتواند ، و مثل غشى به روى درآيد ، و بسى باشد كه جمادات و حيوانات را بزند و كأسه بر زمين اندازد و خوان را بشكند . چون خشم بر اينها گيرد و افعال ديوانگان ظاهر گرداند و درازگوش و ديگر بهايم را دشنام زند و خطاب كند و گويد « تا كى من از تو رنج كشم اى چنين و چنين » ، چنانستى كه عاقلى را خطاب مىكند ، تا به حدّى كه اگر ستورى وى را لگد زند او هم به لگد مقابله كند .
و اما اثر آن در دل با كسى كه خشم بر وى است كينه و حسد و بدخواهى و شماتت به مصيبتها و اندوه به شادى و عزيمت بر آشكارا كردن راز و دريدن پرده و أفسوس كردن و غير آن از زشتيهاست . و آن ثمرهء خشم مفرط است .
و اما ثمرهء حميّت ضعيف بىننگى است از آن چه مردمان ننگ دارند ، از تعرض حرم [ و همسر و كنيز ] و احتمال مذلّت از خسيسان و خردى نفس و خوارى . و اين نيز نكوهيده است ، چه از ثمرات آن بىغيرتى است بر حرم ، و آن خنوثت « 24 » است . پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - گفت : انّ سعدا لغيور و انا أغير من سعد و اللّه أغير منّى ، « 25 » اى ، سعد غيور است ، و من غيورتر از سعدم ، و خداى غيورتر از من است . و غيرت را براى حفظ نسب آفريده است . و اگر مردمان در آن مسامحت كنند نسبها آميخته [ 205 ] شود . و براى آن گفتهاند كه در هر امّتى كه در مردان غيرت باشد در زنان آن صيانت بود .
هامش
( 24 ) خنوثت ، بىغيرتى ، نامردى .
( 25 ) ربع عادات ، ص 96 ، پاورقى 309 .