تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
ضديت است ، پس هميشه گرمى ترى را تحليل و تجفيف « 11 » كند و بخار گرداند تا اجزاى آن بخارى كه از او متصاعد شود فنا پذيرند . پس اگر ترى از غذا مددى نيابد كه آن أجزأ را كه از او متحلل شده است و بخار گشته جبر گرداند ، حيوان هلاك شود . پس خداى - عز و جل - براى تن حيوان غذاى موافق آفريد . و در او شهوتى كه باعث بر تناول غذا باشد چون موكّلى بود كه آن چه بشكسته است جبر كند ، و آن چه رخنه افتاده است برآرد ، تا آن وى را از هلاك شدن بدين سبب نگاه دارد . و اما اسباب بيرونى كه آدمى در معرض آن است ، چون شمشير و سنان و ديگر مهلكات كه بدان قصد آدمى كنند . پس محتاج شد به قوّتى كه از باطن او برانگيزد و مهلكات را از او دفع كند . پس خداوند خشم را از آتش بيافريد و در آدمى مغروز « 12 » و مركوز « 13 » گردانيد و در طينت وى آن را بسرشت . پس هر گاه كه در غرضى از أغراض [ او ] و مقصودى از مقاصد وى قصد رود ، آتش خشم برافروزد ، و چنان بثورد « 14 » كه خون دل از آن در جوش آيد و در رگها منتشر شود و به اعالى تن بررود ، چنان كه آتش رود و چنان كه آبى كه در ديگ جوشانيده شود ، و براى آن بر روى ريزد و روى و چشم سرخ شود . و بشره به صفاى خود رنگ چيزى را كه وراى او باشد از سرخى خون حكايت كند ، چنان كه آبگينه رنگ چيزى را كه در او بود . و خون آن گاه منبسط شود كه بر كم از خودى خشم گيرد ، و بداند كه بر وى قادر است . و اگر خشم بر بيش از خودى باشد و از انتقام نوميد بود ، انقباض خون از بيرون پوست به درون دل باشد و ترس گردد ، و براى آن گونه زرد شود . و اگر بر همتايى باشد كه در انتقام از او به شك بود ، خون ميان انقباض و انبساط متردد شود ، پس سرخ گردد و زرد و بجنبد . [ 203 ] و در جمله محل قوّت خشم دل است ، و معنى اين جوشيدن خون دل است براى كينه جستن . و اين قوّت چون برانگيزد ، پيش از وقوع موذيات روى به دفع آن آرد ، و پس از وقوع آن به تشفّى و انتقام « 15 » . و قوت اين قوّت و آرزوى او انتقام است ، و از آن لذت يابد و جز بدان ساكن نشود . پس مردمان در اين قوّت سه درجه‌اند در اول آفرينش از تفريط و اعتدال و افراط .
هامش
( 11 ) تجفيف ، خشك كردن . ( 12 ) مغروز ، مركوز ، فروفته ، جايگزين شده . ( 13 ) مغروز ، مركوز ، فروفته ، جايگزين شده . ( 14 ) ثوريدن ( مصدر جعلى ) ، زير و رو گشتن ، برانگيخته شدن . ( 15 ) به تشفي و انتقام روى آرد .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 345 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى