تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
و ابن عمر روايت كرد كه پيغامبر - عليه السلام - گفت : من كفّ غضبه ستر اللّه عورته ، اى ، هر كه خشم خود را بگذارد حق تعالى عيب وى بپوشد . و سليمان بن داود - عليهما السلام - پسر خود را گفت : اى پسر ، بپرهيز از بسيارى خشم ، چه بسيارى خشم دل مرد حليم مستخف « 7 » كند . و عكرمه « 8 » گفت در تفسير قول حق تعالى :
وَ سَيِّداً وَ حَصُوراً ،
« 9 » كه سيّد آن است كه خشم وى را غلبه نكند . و ابو دردا گفت پيغامبر را - عليه السلام - كه مرا دلالت فرماى به كارى كه مرا به بهشت رساند ، گفت : لا تغضب . و يحيى عيسى را - صلوات اللّه عليهما - گفت كه در خشم مشو . گفت : نتوانم ، آدميم . گفت : مالى ذخيره مكن . گفت : شايد كه اين بكنم . پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - گفت : الغضب يفسد الايمان كما يفسد الصّبر العسل ، اى خشم ايمان را همچنان تباه كند كه صبر « 10 » انگبين را . و گفت - عليه السلام : ما غضب احد الاّ أشفى على جهنّم ، اى ، در خشم نشد كسى كه نه به كران دوزخ رسيد . و مردى پرسيد : كدام چيز سخت‌تر ؟ گفت : غضب اللّه . گفت : مرا از آن چه دور كند ؟ گفت : لا تغضب . آثار حسن گفت : اى پسر آدم ، هر گاه كه در خشم شوى بجهى ، زود باشد جستنى جهى كه در آتش افتى . و آمده است كه ذو القرنين فريشته‌اى را ديد ، گفت : مرا علمى آموز كه بدان ايمان و يقين من بيفزايد . گفت : در خشم مشو ، چه شيطان [ 201 ] در هيچ حالى بر فرزند آدم چنان قادر نباشد كه در حال خشم ، پس خشم را فرو خور ، و به وقار و آهستگى وى را ساكن كن ، و از تعجيل بپرهيز ، كه چون تعجيل كنى حظّ خود در نيابى ، و بر دور و نزديك نرم و آسانگير باش ، و جبّار ستيزه كار مباش . و وهب بن منبّه گفت كه راهبى بود در صومعه‌اى ، شيطان خواست كه وى را گمراه كند نتوانست ، پس در صومعهء او آمد و آواز داد كه در بگشاى . و او جواب نگفت . گفت : بگشاى ، كه اگر من بروم پشيمان شوى . هم التفات نكرد . گفت : من مسيحم . گفت : گرفتم كه مسيحى ، من تو را چه كنم ؟ نه ما را عبادت و مجاهده فرموده‌اى و قيامت وعده كرده‌اى ؟ اگر امروز جز آن گويى قبول نكنم . گفت : من شيطانم ، خواستم كه تو را گمراه كنم نتوانستم ، اكنون بر تو آمده‌ام تا آن چه
هامش
( 7 ) مستخف ، خوار و خفيف ، پست . ( 8 ) عكرمة بن عبد اللّه غلام ابن عباس بود ( زبيدى ) . ( 9 ) آل عمران 3 - 39 . ( 10 ) صبر ، صبر زرد ، الوا ، داروى معروف .