تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥
خدمت او به نشاط مسارعت نمايد و آرزوى او را حاضر گرداند . يا بيند پيش سگى گزنده ايستاده ، وى را مىپرستد ، و در آن چه او اقتضا كند و خواهد فرمانبردارى مىنمايد ، و انديشه‌هاى باريك مىكند در حيلتهايى كه بدان وى را طاعت دارد . و آن از او سعى باشد در شاد كردن ديو ، چه ديو است كه خوك را مىانگيزد و سگ را مىآغالد و هر دو را باعث مىباشد كه وى را خدمت مىفرمايند ، پس او از اين وجه به پرستيدن [ 13 ] ايشان ديو را مىپرستد . پس هر بنده‌اى بايد كه مراقبت نمايد حركات و سكنات و خاموشى و گويايى و استادن و نشستن خود را ، و به چشم بصيرت بنگرد كه - اگر انصاف دهد - خود را همه روز جز در پرستش ايشان نبيند . و اين غايت ظلم است ، چه مالك را مملوك ، و بنده را مخدوم ، و خواجه را چاكر ، و قاهر را مقهور كرده است . چه استحقاق مهترى و قهر و استيلا عقل دارد ، و « 51 » او عقل را براى خدمت ايشان مسخر كرده است . پس لا جرم از طاعت اين سه كس در دل او صفتها انتشار پذيرد و بر آن متراكم شود تا به حدى كه دل از آن زنگ گيرد و مهر شود ، چنان كه هلاك گردد و بميرد : اما از طاعت خوك شهوت ، صفت وقاحت و خبث و اسراف و بخل و ريا و تهتك و فساد و ناپاكى و شره و حرص و چاپلوسى و حسد و شماتت و جز آن حاصل آيد . و اما از فرمانبردارى سگ خشم ، صفت تهور و خساست و گردنكشى و تصلّف و عجب و تكبر و استهزا و استخفاف و تحقير مردمان و بدخواهى و شهوت ظلم و غير آن صادر گردد . و اما از طاعت شيطان ، به طاعت شهوت و خشم ، صفت مكر و حيلت و فريبش و گربزى و تلبيس و تضريب و غش و بسيار دانى و امثال آن حاصل آيد . « 52 » و اگر بر عكس باشد و صفت ربانى همه را مقهور كند و در تحت سياست خود آرد ، از صفات ربانى : علم و حكمت ، و محيط شدن به حقيقت چيزها ، و شناختن كارها چنان كه هست ، و مستولى شدن بر همه به قوّت علم و بصيرت ، و استحقاق تقدم بر مردمان به كمال علم و جلالت ، و بىنيازى از پرستيدن شهوت و خشم ، در دل قرار گيرد . و از ضبط خوك شهوت و نگاه داشتن آن بر حد اعتدال ، صفتهاى شريف در او منتشر شود ، چون عفت و قناعت و سكونت و زهد و
هامش
( 51 ) و حال آن كه . ( 52 ) در عربى : و اما طاعة الشيطان بطاعة الشهوة و الغضب فيحصل منها صفة المكر و الخداع و الحيلة و الدهاء و الجراءة و التلبيس و التضريب و الغش و الخب و الخنا و أمثالها .