تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
بگويم ، غيبت باشد ؟ گفت : نى . و حسن گفت : سه كس را غيبت نيست : صاحب هوى ، و فاسق كه فسق ظاهر كند ، و سلطان جائر . و معنى جامع در اين سه كس آن است كه ايشان بدان تظاهر نمايند ، و بسى باشد كه بدان تفاخر كنند ، پس چگونه آن را كراهيت دارند ، و ايشان قاصد اظهار آن باشند . آرى اگر به چيزى ديگر ياد كنند كه بدان تظاهر ننمايد ، بزه‌كار شوند . عوف گفت كه بر ابن سيرين رفتم و حجّاج را به بدى ياد كردم ، گفت : حق تعالى حاكمى عدل است ، براى حجّاج داد استاند از كسى كه وى را غيبت كند ، چنان كه از حجّاج براى كسى كه بر وى ظلم كند . و تو فردا چون خداى را بينى كمتر گناهى كه تو كرده باشى بر تو صعبتر باشد از بزرگتر گناهى كه حجاج كرده بود .

بيان كفارت غيبت

( 1 ) بدان كه بر غيبت كننده واجب است كه پشيمان شود و توبه كند و بدانچه كه كرده است تأسف نمايد تا از حق خداى بيرون آيد ، پس بحلي خواهد از كسى كه وى را غيبت كرده است تا وى را بحل كند ، و از مظلمت او بيرون آيد . و بايد كه در حال بحلي خواستن اندوهگين و متأسف و پشيمان باشد بر فعل خود ، چه مرايى بحلي خواهد تا ورع خود ظاهر گرداند ، و در باطن پشيمان نبود ، پس معصيتى ديگر ارتكاب نموده باشد . و حسن گفت : استغفار « 188 » بىبحلى خواستن بسنده باشد . و حجت آورد بدانچه انس بن مالك روايت كرد كه پيغامبر - عليه السلام - گفت : كفّارة من اغتبته ان تستغفر له ، اى ، كفارت آن چه كسى را غيبت كردى آن است كه براى وى آمرزش خواهى . و مجاهد گفت : كفارت خوردن گوشت برادر آن است كه وى را ثنا و دعا نيكو گويى . و عطاء ابى رباح را از توبهء غيبت پرسيدند ، گفت : بر صاحب آن روى و گويى « دروغ گفتم در آن چه گفتم ، و ظلم و اسائت كردم ، اگر خواهى مؤاخذت كنى حق تو است ، و اگر خواهى عفو كنى . » و اين درست‌تر است . و قول كسى كه گويد : عرض را عوضى نيست ، پس بحلي خواستن لازم نباشد ، به خلاف
هامش
( 188 ) در شرح زبيدى : ( الاستغفار ) له ( 7 - 558 ) ، براى وى آمرزش خواستن .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 313 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى