صفتها كه ياد كرديم ، ملصق به قومى كه از ايشان نيست . عبد اللّه بن مبارك گفت كه كسى كه حلالزاده نباشد حديث را پوشيده ندارد . بدان اشارت كرد كه حديث را پوشيده نداشتن و سخنچينى كردن دلالت كند بر نفى حلالزادگى . و اين از قول حق تعالى : عتلّ بعد ذلك زنيم ، است كه استنباط كرده است ، چه « زنيم » آن را گويند كه حلالزاده نباشد .
و گفت :
وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ .
و در تفسير آمده است كه « همزة » [ 188 ] سخنچين را گويند . و گفت :
حَمَّالَةَ الْحَطَبِ .
« 192 » و بدان زن ابو لهب را خواست كه سخنچين بود ، و حديث را حمل كردى و به ديگرى رسانيدى . و گفت حق تعالى :
فَخانَتاهُما فَلَمْ يُغْنِيا عَنْهُما مِنَ اللَّهِ شَيْئاً ،
« 193 » اى ، زن نوح و لوط - عليهما السلام - ايشان را در دين خيانت كردند ، پس نوح و لوط عذاب خداى را از ايشان دفع نگردانيدند . و گفتهاند كه زن لوط قوم او را از رسيدن مهمانان خبر كردى ، و زن نوح قوم او را گفتى ديوانه است .
و پيغامبر - عليه السلام - گفت : لا يدخل الجنّة نمّام ، اى ، سخنچين در بهشت نرود . و در حديث ديگر : لا يدخل الجنّة قتّات . و « قتّات » هم سخنچين را گويند . و أبو هريره روايت كرد كه پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - گفت : انّ احبّكم إلى اللّه أحسنكم اخلاقا الموطّئون أكنافا الّذين يألفون و يؤلفون و انّ أبغضكم إلى اللّه المشّاءون بالنّميمة المفرّقون بين الاخوان الملتمسون للبراء العثرات ، اى ، دوستتر شما نزد خداى - عزّ و جل - نكو خوىترين شمااند كه نواحى بارگاه ايشان سپردهء پاى زايران باشد - اى سخى و جوانمرد باشند ، كه اصحاب حاجات و ارباب آمال از هر صنفى بر ايشان بسيار رسند . پس نواحى ايشان سپردهء پايها شود - آن كسانى كه ايشان با مردمان ، و مردمان با ايشان ألف گيرند ، و دشمنترين شما نزد خداى - عز و جل - سخنچيناناند كه برادران را از يك ديگر جدا گردانند ، و جويندهء عثرات بىگناهان باشند . و گفت - صلّى اللّه عليه و سلّم : أ لا أخبركم بشراركم ؟ آيا آگاهى بدهم شما را به بتران شما ؟ گفتند : بلى يا رسول اللّه . گفت : المشّاءون بالنّميمة المفسدون بين الاحبّة الباغون للبراء العنت ، اى ، سعى نمايندگان در سخنچينى كه تباه گرداننده باشند ميان دوستان ، و جويندگان رنج و هلاك بىگناهان .
و ابو ذر روايت كرد كه پيغامبر - عليه السلام - گفت : من أشاع على مسلم كلمة ليشينه بها به غير حقّ شأنه اللّه يوم القيامة في النّار ، اى ، هر كه كلمهاى از مسلمانى ظاهر كند تا وى را بدان معيوب
هامش
( 192 ) تبّت 111 - 4 .
( 193 ) تحريم 66 - 1 .