تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
مال ، سخنى ضعيف است ، چه حدّ قذف در عرض واجب است و مطالبت آن ثابت . بل در حديث صحيح آمده است : من كانت لاخيه عنده مظلمة في عرض او مال فليتحلّلها منه ، من قبل ان يأتي يوم ليس هناك دينار و لا درهم يؤخذ من حسناته فان لم يكن له حسنات أخذ من سيّئات صاحبه و زيد على سيّئاته ، اى ، هر كه برادر او را نزد او مظلمتى باشد در عرض يا در مال ، بايد كه از او بحلي خواهد پيش از آن كه روزى آيد كه آن جا دينارى و درهمى نباشد ، از حسنات او بگيرند ، و اگر او را حسنات نباشد از بديهاى صاحب او بگيرند و بر بديهاى او افزايند . و عايشه - رضى اللّه عنها - زنى را گفت كه او دراز دامن است . پيغامبر - عليه السلام - فرمود : اغتبتيها فاستحلّيها ، اى ، غيبت كردى او را ، از او بحلي خواه . پس چاره نيست از بحلي خواستن اگر تواند ، و اگر غايب باشد يا مرده ، بايد كه براى وى استغفار و دعا بسيار گويد و حسنات بسيار به جاى آرد . و اگر گويى : بحل كردن واجب هست ؟ گويم : نى . زيرا كه تبرّع است ، و تبرّع [ فضل ] است نه واجب ، و ليكن مستحسن است . و سبيل عذر خواهنده آن است كه در ثنا بر او مبالغت كند و تودّد نمايد و ملازم آن باشد ، تا آن گاه كه دل او خوش شود ، و اگر خوش نشود ، معذرت و تودّد حسنه‌اى باشد [ 187 ] كه در حسنات او گيرند ، و روز قيامت در مقابلهء سيئهء غيبت بود . و بعضى از سلف بحل نكردى . سعيد بن مسيّب گفت : بحل نكنم كسى را كه بر من ظلم كند ، و ابن سيرين گفت : من آن را بر او حرام نكرده‌ام تا من حلال گردانم ، خداى - عزّ و جل - غيبت بر او حرام كرده است ، و من هرگز حلال نكنم چيزى را كه خداى - عزّ و جلّ - حرام گردانيده است . سؤال آن چه حق تعالى حرام كرده است تحليل آن ممكن نيست ، پس معنى قول پيغامبر : ينبغي ان يستحلّها ، چه باشد ؟ جواب مراد از او عفو است از مظلمت ، نه آن كه حرام حلال گردد ، و آن چه ابن سيرين گفته است خوب است در تحليل پيش از غيبت ، چه روا نباشد كه ديگرى را غيبت حلال كند . سؤال پس معنى قول پيغامبر : أ يعجز أحدكم ان يكون كأبي ضمضم ؟ كان إذا خرج من بيته قال : انّى تصدّقت بعرضي على النّاس ، اى ، عاجز مىآيد يكى از شما كه چون ابى ضمضم « 189 » باشد ؟ و او چون
هامش
( 189 ) زبيدى در مورد اين شخص مىنويسد : روى ثابت عن انس : ان رسول اللّه ( ص ) قال : ا تحبّون ان تكونوا كأبي ضمضم ؟ قالوا : يا رسول اللّه ، من أبو ضمضم ؟ قال : ان ابا ضمضم كان إذا صبح قال : اللهم انى قد تصدقت بعرضي على من ظلمني . قال : فأوجب النبي ( ص ) انه قد غفر له و ذكره في الصحابة ( 7 - 560 ) .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 314 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى