تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
پس سؤال كنيم از حق تعالى كه او را خوشدل گرداند » « 154 » و او در دعوى غمناكى و اظهار دعا دروغگو باشد ، بل اگر قصد او دعا مىبود ، بخفيه در خلوت عقب نماز مىكرد « 155 » ، و اگر غمناك مىشد به اظهار اين معنى ، نيز غمناك مىشد به اظهار كردن آن چه مكروه دارد . و همچنين مىگويد « اين مسكين كه مبتلا شده است به آفت عظيم ، حق تعالى توبه از ما و از او قبول كند » و او در كل اينها دعا را ظاهر كند ، و « 156 » حق تعالى مطلع است بر خبث ضمير و قصد خفيهء او ، و او به جهل خود نمىداند كه متعرض شده است براى مقتى بزرگتر از آن چيز كه جهال متعرض او مىشوند ، هر گاه به آشكار بگويند . و از اين است گوش داشتن به غيبت بر سبيل تعجب . چه اظهار تعجب نمىكند مگر براى زيادة شدن نشاط غيبت كننده در غيبت ، پس در غيبت انداخته مىشود ، پس گويا كه مستخرج غيبت است از او به اين طريق . و مىگويد [ 177 ] « عجب است كه ما ندانسته بوديم كه او همچنين است ، و نشناخته بوديم تا حال مگر به خوبى ، و گمان من در او غير اين بود ، خداى تعالى ما را نگاه دارد از بلاى او . » چه اينها همه تصديق غيبت كننده است ، و تصديق غيبت غيبت است ، بل خاموش از او شريك غيبت كننده است . پيغامبر - عليه السلام - گفت : المستمع احد المغتابين ، اى ، گوش كننده يكى است از غيبت كنندگان . و روايت است از أبو بكر و عمر - رضى اللّه عنهما - كه يكى از ايشان به يار خود گفت كه فلان كس هميشه در خواب است . بعد از آن از رسول - عليه السلام - نانخورش طلبيدند تا با نان بخورند ، پس گفت پيغامبر - عليه السلام : شما نانخورش خورديد . گفتند : ما نمىدانيم . پس گفت : نخورديد گوشت يار خود ؟ پس نظر كن چگونه جمع كرد هر دو را ! و گوينده يكى از ايشان بود و ديگرى مستمع . و گفت پيغامبر - عليه السلام - براى دو مرد كه يكى از ايشان گفت « اين مرد كشته شده است ، چنان كه سگ كشته مىشود » : انهشا من هذه الجيفة ، اى ، بگزيد از اين جيفه . پس اين را به هر دو فرمود . پس مستمع بيرون نمىشود از گناه غيبت ، مگر به زبان منكر باشد ، و اگر بترسد ، به دل منكر باشد ، و اگر قدرت برخاستن يا بريدن سخن به سخن ديگر دارد ، يا ننشيند ، يا لازم است كه كلام او را به كلام ديگر قطع كند . و اگر به زبان بگويد « خاموش باش » و به دل خواهش اين دارد ،
هامش
( 154 ) در كيمياى سعادت : و گويد كه « اندوهگين شدم كه فلان را واقعه چنين افتاده است ، حق تعالى كفايت كناد ! » ( 2 - 89 ) . ( 155 ) پس از نماز دعا مىكرد . ( 156 ) و حال آن كه .