تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 20

مساهمون:

ص٢٠
حشويان و مشبّهيان بدين احاديث تعلق ساخته‌اند ، مرا بيان تقرير در تأويل اين احاديث واجب است . پس ببايد دانست كه معنى نزول در اين حديث چند وجه را متحمل است . يكى نزول رحمت الهى بر اهل زمين . و دوم نزول جمعى از أشراف ملايكه به امر حق تعالى ، چنان كه گويند : بنى الأمير قصرا ، اگر چه بانى قصر غير امير باشد ، اما چون به فرمان امير بنا كنند به وى مضاف شود . « 39 » سوم تلطف و رحمت ، و نزول فعلى كه مناسب جلال و كبريا و ملايم استغنا و عدم مثل باشد . چه لفظ « نزول » را در تلطف و تواضع هم كار بندند و گويند : تطأ من فلان إلى الارض و نزل الى ادنى الدّرجات . « 40 » و شافعى - رضى اللّه عنه - گفته است : دخلت بصيرتكم يفهموا كلامى فنزلت ثمّ نزلت . و بدين نزول ، انتقال جسد نخواسته ، بر اندازهء فهم ايشان سخن گفته است و جلال كبرياى بارى تعالى آن اقتضا كند كه انبساط سؤال و دعا در آن حضرت بغايت مستبعد نمايد . اما چون حق تعالى با آن جلال و كبريا تلطف فرمايد و دعا مستجاب گرداند ، استجابت دعا به سبب جلال و استغناى نزول باشد . « به حضيض آسمان دنيا » عبارتى « 41 » است در درجهء اخير كه وراى آن درجه‌اى نباشد . تخصيص « شب » در آن سه وجه است : يكى آن كه طاعت شب از شايبهء ريا دور تر است ، بدانچه اغيار بر آن مطلع نشود . دوم آن كه دلها در آن وقت [ 10 ] صافىتر شود . سوم آن كه شب وقت كاهلى و خواب است ، تا كسى را در كار آخرت جدّى عظيم و رغبتى قوى نباشد ، رنج عبادت را در آن وقت تحمل ننمايد و از لذات جسمانى روى نگرداند . و هر چه جد و رغبت و اخلاص قوىتر باشد ، ثواب بيشتر بود . و معنى آن چه فرموده است : و انا إلى لقائهم اشدّ شوقا ، آن است كه اشتياق سبب آن باشد كه مشتاق بر مشتاق إليه اقبال نمايد ، پس به لفظ « سبب » از مسبب عبارت « 42 » فرموده است . و معنى تقرّبت إليه ذراعا آن كه رحمت و نعمت من بديشان زودتر از آن رسد كه طاعت ايشان به حضرت من ، چه رحمت الهى طاعت بنده اقتضا كرده است ، و معنى اشدّ شوقا همين است . « 43 »
هامش
( 39 ) مضاف شود ، منسوب گردد . ( 40 ) فلانى بسيار شكسته نفسى نمود و به پايين‌ترين درجات نزول كرد . ( 41 ) عبارت ، تعبير . ( 42 ) عبارت ، تعبير . ( 43 ) پايان توضيح مترجم .