تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
و پيغامبر - عليه السلام - در حال تكيه گفت : الا انبّئكم بأكبر الكبائر ؟ الاشراك باللّه و عقوق الوالدين ، اى ، خبر دهم شما را كه بزرگترين كباير كدام است ؟ شرك آوردن است به خداى و عقوق مادر و پدر . پس بنشست و گفت - عليه السلام : الا و قول الزّور ، اى ، بدان كه سخن دروغ نيز . و ابن عمر روايت كرد كه پيغامبر - عليه السلام - گفت : انّ العبد ليكذب الكذبة فيتباعد الملك عنه مسيرة ميل من نتن ما جاء به ، اى ، بنده دروغ گويد و از او فريشته به يك ميل دور شود از بدبويى آن چه گفت . و پيغامبر - عليه السلام - گفت : تقبّلوا إلىّ بست أتقبّل لكم بالجنّة ، اى ، براى من شش چيز قبول كنيد ، من براى شما بهشت قبول كنم . گفتند : آن شش چيز چيست ؟ گفت : إذا حدّث أحدكم فلا يكذب و إذا وعد فلا يخلف و إذا ائتمن فلا يخن ، و غضّوا أبصاركم و كفّوا أيديكم و احفظوا فروجكم ، اى ، چون يكى از شما سخن گويد بايد كه دروغ نگويد ، و چون وعده كند بايد كه خلاف نكند ، و چون امين داشته شود بايد كه خيانت نكند ، و چشم فرو خوابانيد ، و دستها باز داريد ، و فرجها نگاه داريد . و گفت : انّ للشّيطان كحلا و لعوقا و نشوقا : فامّا لعوقه فالكذب ، و امّا نشوقه فالغضب ، و امّا كحله فالنّوم ، اى ، ديو را سرمه‌اى است ، و دارويى ليسيدنى ، و دارويى كه در بينى كنند : داروى ليسيدنى او دروغ است ، و داروى بينى او خشم ، و سرمهء او خواب . و عمر - رضى اللّه عنه - در جابية « 108 » خطبه كرد و گفت : پيغامبر در اين مقام بايستاد و گفت : أحسنوا إلى اصحابى ثمّ الّذين يلونهم ثمّ يفشو الكذب حتّى يحلف الرّجل على اليمين و لم يحلّف و يشهد و لم يستشهد ، اى ، نيكويى كنيد در حق ياران من ، پس كسانى كه در عقب ايشان باشند ، پس دروغ شايع شود تا به حدى كه مرد سوگند خورد بىآنچه وى را سوگند دهند ، و گواهى دهد بىآنچه از وى گواهى خواهند . و گفت [ ص ] : من حدّث بحديث و هو يرى انّه كذب فهو احد الكاذبين ، اى ، هر كه حديثى حكايت كند و داند كه دروغ است او يكى از دروغزنان باشد . و گفت : من حلف على يمين بإثم ليقتطع بها مال امرئ مسلم به غير حقّ لقى اللّه يوم يلقاه و هو عليه غضبان ، اى ، هر كه سوگند دروغ خورد ، تا بدان مال مسلمانى بىحق ببرند ، خداى را در خشم بيند آن روز كه [ او را ] بيند . و آمده است كه پيغامبر - عليه السلام - گواهى مردى رد كرد به سبب دروغ كه گفته بود ، و گفت : على كلّ خصلة يطبع او
هامش
( 108 ) جابيه ، محلى نزديك دمشق ( زبيدى ) .