تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
حكمى ان تردّنى شابّة و ادخل معك الجنّة ، اى ، آن تو را مبذول است ، و اندك خواستى ، و زنى كه موسى را استخوان‌هاى يوسف - عليه السلام - نموده بود هشيارتر و نيكو حكم‌تر از تو بود ، چون موسى او را تحكيم فرموده ، و او گفت كه حكم من آن است كه مرا جوان گردانى و با تو به بهشت روم . و آمده است كه مردمان وى را در آن تحكم به ضعف نسبت مىكردند . و او را مثلى ساخته بودند و مىگفتند : اسمح من صاحب ثمانين و الرّاعى ، اى ، آسانگيرتر از صاحب هشتاد ميشينه و شبان است . و پيغامبر - عليه السلام - گفت : ليس الخلف ان يعد الرّجل و من نيّته ان يفي ، اى ، خلف آن نيست كه مرد وعده كند و نيت آن دارد كه به وفا رساند . و در لفظى ديگر : إذا وعد الرّجل أخاه و في نيّته ان يفي فلا يجد فلا اثم عليه ، اى ، چون مرد برادر خود را وعده كند ، و در نيت او آن باشد كه به وفا رساند پس نيابد ، بر او بزه نباشد .

آفت چهاردهم دروغ است در سخن و سوگند

( 1 ) و آن از گناههاى زشت و عيبهاى فاحش است . اسماعيل بن واسط گفت كه از ابو بكر صديق - رضى اللّه عنه - شنيدم خطبه مىكرد و مىگفت كه پيغامبر - عليه السلام - ميان ما پارسال در اين مقام بايستاد ، پس بگريست و گفت : ايّاكم و الكذب فانّه مع الفجور و هما في النّار ، اى ، بپرهيزيد از دروغ كه آن با معصيت است و هر دو در آتش‌اند . و أبو امامه روايت كرد كه پيغامبر - عليه السلام - گفت : انّ الكذب باب من أبواب النّفاق ، اى ، دروغ درى است از درهاى نفاق . و حسن گفت كه چنين گفتندى كه نفاق علامت اختلاف سرّ و علانيه و قول و فعل و مدخل و مخرج است ، و اصلى كه بناى نفاق بر آن است دروغ است . و پيغامبر - عليه السلام - گفت : كبرت خيانة ان تحدّث أخاك حديثا هو لك به مصدّق و أنت به كاذب ، اى ، بزرگ خيانتى است كه با برادر خود سخنى گويى و او تو را استوار دارد و تو در آن دروغزن باشى . ابن مسعود روايت كرد كه پيغامبر - عليه السلام - گفت : لا يزال العبد يكذب و يتحرّى الكذب حتّى يكتب عند اللّه كذّابا ، اى ، هميشه بنده دروغ گويد و قصد دروغ دارد تا نزديك خداى دروغزن نوشته شود . و پيغامبر - عليه السلام - بر دو مرد گذشت كه بر بيع و شراى گوسفندى بودند و سوگند مىخوردند ، يكى از ايشان مىگفت : به خداى كه كم از چنين و چنين ندهم . و ديگرى مىگفت : به
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 275 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى