مترجم مىگويد كه آن ترغيب است در انجاز وعدهاى ، چنان كه در بخشيده رجوع نبايد ، در وعده نبايد .
و گفت - عليه السلام : الوأى مثل الدّين او افضل ، اى ، وعده چون وام است يا فاضلتر .
مترجم مىگويد كه آن ترغيب تأكيد است ، زيرا كه كار وام مؤكدتر از كار بخشيده باشد . و در حديث ديگر - اگر چه در اصل احياء علوم نيست - آمده است كه عدة المؤمن كأخذ باليد . و اين دو وجه احتمال است : اول آن كه وعدهء مؤمن چون عقد است ، زيرا كه دو متعاقد چون عقد بندند دست يك ديگر گيرند . دوم وعدهء مؤمن بايد كه به زودى به انجاز رسد ، به منزلت چيزى كه آن را دست بدست بستانند . و اين هر سه حديث متقارب است .
و حق تعالى بر پيغامبر خود اسماعيل ثنا فرموده است و گفته :
إِنَّهُ كانَ صادِقَ الْوَعْدِ وَ كانَ رَسُولًا نَبِيًّا
« 98 » و گفتهاند كه او را [ 161 ] با آدميى وعده بود در موضعى ، آن كس بدان موضع نيامد ، و او بيست و دو روز در انتظار آن جا بود . و عبد اللّه بن عمرو « 99 » در حال وفات گفت كه وقتى مردى از قريش دختر مرا خطبه كرده بود ، و از من مثل [ آن ] وعده سابق شده ، و به خداى كه من در حضرت او با « ثلث نفاق » « 100 » نروم ، گواه باشيد كه من دختر خود به دو به زنى دادم .
و عبد اللّه بن ابى الحمساء « 101 » گفت كه با پيغامبر - عليه السلام - بيعت كردم و گفتم كه در فلان موضع فلان روز حاضر شوم ، پس او را آن روز و دوم آن فراموش كردم ، و روز سوم حاضر شدم ، پيغامبر آن جا بود ، گفت : يافتى ، قد شققت علىّ انا هاهنا منذ ثلاث انتظرك ، اى ، اى جوانمرد ، بر من دشوار كردى ، من سه روز است كه اينجا در انتظار توأم .
و إبراهيم بن ادهم را گفتند كه مردى با ديگرى ميعاد كند پس نيايد . گفت : او را انتظار نمايد تا وقت نمازى كه بخواهد آمد . و پيغامبر چون وعده كردى لفظ عسى در آن بگفتى ، و آن جزم نبودى . و ابن مسعود هر وعده كه كردى در آن ان شاء اللّه بگفتى . و اين اولى است . و چون مع ذلك جزم وعده مفهوم شد ، لا محاله وفا بايد كرد ، مگر آن كه متعذر شود .
و اگر در وقت وعده عزيمت آن دارد كه وفا نكند نفاق باشد . ابو هريره روايت كرد كه
هامش
( 98 ) مريم 19 - 54 .
( 99 ) عبد اللّه بن عمرو بن العاص ( زبيدى 7 - 506 ) ، در نسخهء خطى : عبد اللّه بن عمر .
( 100 ) اشاره است به حديثى كه در آن خلف وعده ثلث نفاق شمرده شده است . اين حديث چند سطر پس از اين آمده است .
( 101 ) عبد اللّه بن ابى الحمساء العامري ( زبيدى ) ، در نسخهء خطى : ابى الخنساء .