آفت دوازدهم آشكار كردن راز است
( 1 ) و از آن نهى آمده است ، بدانچه در آن رنجانيدن و خوار داشتن آشنايان و دوستان است . پيغامبر - عليه السلام - گفت : إذا حدّث الرّجل الحديث ثمّ التفت فهي امانة ، اى ، چون مرد حديثى گويد پس بنگرد ، آن امانت باشد . و مطلق گفته است : الحديث بينكم امانة . و حسن گفت : راز برادر آشكار كردن خيانت است .
و روايت كردهاند كه معاويه ، وليد عتبه « 91 » را در رازى محرم داشت ، او با پدر خود گفت كه اى پدر ، امير المؤمنين با من حديثى گفته است ، و من گمان نبرم كه چيزى كه بر غير تو بگويد از تو مطوى « 92 » دارد . او گفت : بر من مگوى ، چه هر كه راز خود پوشيده دارد ، خيار « 93 » او را باشد ، و هر كه آشكارا كند ، خيار بر او بود « 94 » . او گفت : اى پدر ، ميان پدر و پسر همچنين باشد ؟ گفت :
نباشد ، و لكن من خواهم كه تو زبان خود را به گشادن راز مذلّل « 95 » نكنى . پس گفت كه من بر معاويه آمدم و آن حال وى را باز نمودم ، گفت : اى وليد ، برادرم تو را از رقّ خطا آزاد گردانيده .
پس آشكارا كردن راز خيانت است ، و چون در آن اضرار « 96 » باشد حرام بود ، و چون اضرار نباشد بدگوهرى بود . آن چه به پوشيدن راز تعلق دارد در « كتاب آداب صحبت » ياد كردهايم ، به أعادت حاجت نباشد .
آفت سيزدهم وعدهء دروغ است
( 2 ) چه زبان در وعده دادن سبقت نمايد ، بسيار باشد كه نفس به وفاى آن مسامحت نكند ، پس وعده دروغ شود . و آن از علامتهاى نفاق است . و حق تعالى گفته است :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ ،
« 97 » اى ، اى گروه گرويدگان ، عهدها كه با خالق و خلق كردهايد به وفا رسانيد . و پيغامبر - عليه السلام - گفت : العدة عطيّة ، اى ، وعده بخشش است .
هامش
( 91 ) عتبه ، برادر معاويه ( زبيدى 7 - 505 ) ، در نسخهء خطى : وليد عقبه .
( 92 ) مطوى ، پيچيده ، مطوى دارد ، پوشيده دارد .
( 93 ) خيار ، اختيار .
( 94 ) اختيار از دستش خارج مىشود .
( 95 ) مذلّل ، خوار .
( 96 ) اضرار ، گزند رسانيدن .
( 97 ) مائده 5 - 1 .