تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
و آمده است كه ضحّاك بن سفيان كلابى بغايت زشت بود ، چون در خدمت پيغامبر بيعت كرد از راه طيبت گفت : من دو زن دارم خوب‌تر از عايشه ، اگر فرمايى يكى را طلاق دهم تا در حكم تو آيد . و عايشه حاضر بود و مىشنيد - و اين پيش از [ نزول ] آيت حكم حجاب بود - گفت : ايشان خوب‌ترند يا تو ؟ گفت : من خوب‌تر و كريم‌تر از ايشانم . پيغامبر - عليه السلام - از پرسيدن عايشه بخنديد ، زيرا كه ضحّاك در نهايت زشتى بود . و علقمه از بو سلمه روايت كرد كه پيغامبر - عليه السلام - براى حسين بن على زبان خود از دهن بيرون كردى ، و او بدان خوشدل شدى ، پس عيينة بن بدر فزارى گفت كه من ده فرزند زادم ، هرگز كسى را از ايشان نبوسيده‌ام . پيغامبر - عليه السلام - فرمود : من لا يرحم لا يرحم ، اى ، هر كه نبخشايد ، بر وى نبخشايند . و اكثر اين مطايبه با زنان و كودكان منقول است ، و آن معالجتى بود از پيغامبر كه ضعف دل ايشان را مىفرمود ، بىآنكه به هزلى ميل كند . و صهيب درد چشم داشت و خرما مىخورد ، پيغامبر - عليه السلام - گفت : أ تأكل التّمر و أنت رمد ؟ اى ، با درد چشم خرما مىخورى ؟ گفت : به نيمهء ديگر مىخورم . پيغامبر - عليه السلام - بخنديد چنان كه دندان خرد ديده شد . و خوّات بن جبير به زنان ميل داشتى ، در راه مكّه با زنى از بنى كعب نشسته بود ، پيغامبر - عليه السلام - وى را بديد ، گفت : مالك مع النّسوة ؟ اى ، با زنان چه كار دارى ؟ گفت : اشترى بس سركش دارم براى وى رسنى مىتابند . پيغامبر - عليه السلام - از آن جا بگذشت ، و پس از آن خوّات را ديد ، گفت : اما ترك « 82 » ذلك الجمل الشّراد بعد ؟ اى ، آن اشتر رمنده هنوز سركشى نگذاشته است ؟ خوّات گفت : من خاموش بودم و شرم داشتم ، و بعد آن از وى تفرّر « 83 » نمودمى هر گاه كه وى را ديدمى از شرم ، تا آن گاه كه به مدينه آمدم ، و يك روز در مسجد نماز مىگزاردم ، پيغامبر بيامد و پهلوى من بنشست ، و من نماز را دراز كشيدم ، گفت : دراز مكش كه من منتظر توأم . چون فارغ شدم گفت : اما ترك « 84 » ذلك الجمل الشّراد بعد ؟ اى ، آن اشتر رمنده هنوز سركشى نگذاشت ؟ من خاموش بودم و شرمنده شدم ، پس او برخاست و من از او احتراز كردمى تا روزى به من رسيد ، بر درازگوشى نشسته ، و هر دو پاى به يك جانب گذاشته ، گفت : اما ترك « 85 » ذلك الجمل الشّراد بعد ؟ اى ، هنوز سركشى نگذاشته است آن اشتر ؟ گفتم : بدان خداى كه تو را [ 159 ] به حق بعث فرموده
هامش
( 82 ) در نسخهء خطى : اما برك ، در عربى و شرح زبيدى : اما ترك . ( 83 ) تفرّر ، گريختن . ( 84 ) در نسخهء خطى : اما برك ، در عربى و شرح زبيدى : اما ترك . ( 85 ) در نسخهء خطى : اما برك ، در عربى و شرح زبيدى : اما ترك .