تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤

آفت هفتم فحش و دشنام و پليد زبانى است

( 1 ) و آن منهى عنه و نكوهيده است . و مصدر آن خبث و بدگوهرى است . پيغامبر - عليه السلام - گفت : ايّاكم و الفحش فانّ اللّه تعالى لا يحبّ الفحش و لا التّفحّش ، اى ، بپرهيزيد از فحش كه حق تعالى فحش طبيعى و تكلفى را دوست ندارد . مترجم مىگويد كه هر چه زشتى آن عظيم باشد ، از قول و فعل ، آن را فحش گويند ، و تفحّش تكلف فحش باشد . و رسول - صلّى اللّه عليه و سلّم - نهى فرمود از دشنام مشركان كه در بدر كشته شده بودند ، و گفت - عليه السلام : لا تسبّوا هؤلاء فانّه لا يخلص إليهم شيء ممّا تقولون و تؤذون الاحياء ، الا انّ البذاء لؤم ، اى ، اين جماعت را دشنام مزنيد ، كه چيزى از آن چه مىگوييد بديشان نرسد و زندگان را برنجانيد ، بدانيد كه پليد زبانى بد گوهرى است . و گفت - عليه السلام : ليس المؤمن بالطّعّان و لا باللّعّان و لا الفاحش و لا البذيء ، اى ، مؤمن طعان و لعان و فحش گوى و پليد زبان نباشد . و گفت - عليه السلام : الجنّة حرام على كلّ فاحش يدخلها ، اى ، در رفتن بهشت حرام است بر هر زشت گويى . و گفت - عليه السلام : أربعة يؤذون اهل النّار على ما بهم من الاذى و يسعون ما بين الحميم و الجحيم يدعون بالويل و الثّبور : رجل يسيل فوه قيحا و دما فيقال له ما بال الابعد قد آذانا على ما بنا من الأذى فيقول انّ الابعد كان ينظر الى كلّ كلمة قذعة خبيثة فيستلذّها كما يستلذّ القوت ، « 53 » اى ، چهار كس اهل آتش را برنجانند با رنجى كه ايشان را باشد ، ميان آب گرم و آتش افروخته سعى كنند ، و به ويل و هلاكت بانگ برآرند : مردى كه از دهن او ريم و خون رود ، پس گويند كه آن دور تر را چه افتاد كه ما را برنجانيد با رنجى كه ما داريم ؟ او گويد كه [ آن ] دور تر هر كلمهء فحش پليد كه ديد آن را لذيذ شمرد ، چنان كه قوت را لذيذ شمرند . و گفت - عليه السلام [ عايشه را ] : يا عايشة ، لو كان الفحش رجلا لكان رجل سوء ، اى ، اى عايشه ، اگر فحش مردى بودى بد مرد بودى . و گفت - عليه السلام : البذاء و البيان شعبتان من الشّعب النّفاق ، اى ، پليد زبانى و بيان دو شاخه است از شاخه‌هاى نفاق . و محتمل است كه مراد از « بيان » كشف
هامش
( 53 ) در عربى : يستلذّ الرّفث ( زبيدى 7 - 479 ) .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 254 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى