كه در بانگ آيد ، و جمع آن شقاشق باشد ، و آن را در بسيار گوى استعمال كنند .
و عمر بن سعد [ ابى وقاص ] به خدمت پدر خود آمد و حاجتى درخواست ، و در مقدمهء آن سخنى تقرير كرد ، سعد گفت : از حاجت خود هيچ وقتى دور تر از امروز نبودى ، من از پيغامبر - عليه السلام - شنيدهام كه گفت : يأتي على النّاس زمان يتخلّلون الكلام بألسنتهم كما يتخلّل البقر الكلأ بألسنتها ، اى ، بر مردمان روزگارى آيد كه سخن را به زبانهاى خود همچنان گردانند كه گاوان گياه را به زبانهاى خود . و چنانستى كه تشبيب « 47 » مصنوع و مقدمهء متكلّف را بر وى انكار كرده است ، و اين نيز از آفتهاى زبان است ، و هر سجع كه بتكلف باشد در اين داخل است . و همچنين تفاصح « 48 » كه بيرون از عادت بود ، و همچنين تكلف سجع در محاورتها ، چه پيغامبر - صلى اللّه عليه و سلم - در جنينى كه به جنايت كسى هلاك شود و مرده انفصال پذيرد ، « 49 » به غرّه حكم فرمود - مترجم مىگويد : آن « 50 » بندهاى باشد مسلّم از عيبى كه بدان ردّ ثابت شود ، « 51 » و بيش از هفت ساله بود ، و كم از پانزده ساله اگر غلام باشد ، و كم از بيست ساله اگر كنيزك بود - پس يكى از قوم جنايت كننده گفت : كيف ندى من لا شرب و لا اكل و لا صاح و لا استهلّ ، و مثل هذا بطل ، اى ، چگونه ديت دهيم براى كسى كه طعام و شراب نخورد و بانگ و فرياد نگيرد ! و مثل آن هدر باشد . پس پيغامبر - عليه السلام - گفت : أ سجعا كسجع الاعراب ، اى ، سجع مىگويى چون بدويان ؟ و اين انكار بدان فرمود كه اثر تكلف و تصنع در آن ظاهر بود . بل بايد كه در هر چيزى بر مقصود آن اقتصار نمايد .
و مقصود سخن تفهيم غرض است ، و آن چه وراى آن است تصنع مذموم است .
و تحسين لفظهاى خطابت و مذكّر چون به افراط نباشد و غريب نبود در اين داخل نشود .
زيرا كه مقصود از آن تحريك و تشويق دلها و بسط و قبض [ 149 ] آن است ، و لطافت و خوبى لفظ را در آن اثر است ، پس آن لايق و مناسب باشد .
و اما محاورتها كه در مصالح و حاجتها باشد ، سجع و تكلف لايق آن نبود . پس مشغول شدن بدان از تكلف نكوهيده باشد ، و باعث آن جز ريا و اظهار فصاحت و تمييز به براعت « 52 » نباشد . و آن همه نكوهيده است ، و شرع آن را كراهيت دارد و از آن منع فرمايد .
هامش
( 47 ) تشبيب ، سخن گفتن از روزگار جوانى و وصف معشوق و شرح حال خويش ، ابياتى در اين زمينه كه در آغاز قصيده تا مدح ممدوح آوردند ، آن چه در آغاز سخن پيش از ذكر مقصود آورند .
( 48 ) تفاصح - « كتاب آفت فرج و شكم » پاورقى 75 .
( 49 ) سقط شود .
( 50 ) مراد « غرّه » است .
( 51 ) ردّ ثابت شود ، جنايت مسلّم گردد .
( 52 ) براعت ، برترى در دانش و أدب .