تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
كردن با او كفر . و گفت - عليه السلام : ملعون من يسبّ والديه ، اى ، ملعون است كسى كه مادر و پدر خود را دشنام زند . و در روايتي : من أكبر الكبائر ان يسبّ الرّجل والديه ، اى ، بزرگترين كبيره‌ها آن است كه مرد مادر و پدر خود را دشنام زند . گفتند : يا رسول اللّه ، چگونه مادر و پدر خود دشنام دهد ؟ گفت - عليه السلام : يسبّ [ رجلا ] ، فيسبّ أباه ، فيسبّ الآخر أباه ، اى ، به مردى دشنام زند ، پس پدر او را دشنام زند ، پس او نيز پدر اين را دشنام زند .

آفت هشتم لعنت كردن است جمادى يا حيوانى يا آدميى را

( 1 ) و آن نيز نكوهيده است . پيغامبر - عليه السلام - گفت : المؤمن ليس بلعّان ، اى ، مؤمن لعنت كننده نباشد . و گفت - عليه السلام : لا تلاعنوا بلعنة اللّه و لا بغضبه و لا بجهنّم ، اى ، يك ديگر را به لعنت خداى و خشم او و دوزخ مخواهيد . و حذيفه گفت : هيچ قومى يك ديگر را لعنت نكردند كه نه عذاب بر ايشان واجب گشت . و عمران بن حصين گفت كه پيغامبر - عليه السلام - در سفرى بود ، در اثناى آن زنى از انصار بر ماده شترى مىرفت ، از آن اشتر دلتنگ شد ، او را لعنت كرد ، پيغامبر - عليه السلام - گفت : خذوا ما عليها و اعروها فانّها ملعونة ، اى ، بگيريد بدانچه بر اوست و او را برهنه كنيد ، چه او ملعون است . عمران گفت : من آن اشتر را ديدم كه مىرفت و كسى گرد او نمىگشت . و أبو دردا گفت : هيچ كس زمين را لعنت نكند كه نه زمين گويد لعنت خداى بر آن كس باد از ما كه عاصىتر است . عايشه - رضى اللّه عنها - گفت كه پيغامبر - عليه السلام - از ابو بكر - رضى اللّه عنه - شنيد كه يكى از بندگان خود را لعنت مىكرد ، سوى وى نگريست و گفت : يا ابا بكر اللّعّانين و صدّيقين ، كلاّ و ربّ الكعبة ، اللّعّانين و صدّيقين ! كلاّ و ربّ الكعبة ، اى ، هم لعنت كننده باشند و هم صديق ! به خداوند كعبه كه اين نتواند بود . اين دو بار و سه بار بگفت . پس أبو بكر آن روز بعضى بندگان خود را آزاد فرمود و به خدمت پيغامبر - عليه السلام - آمد و توبه كرد . و گفت - عليه السلام : انّ اللّعّانين لا يكونون شفعاء و لا شهداء يوم القيامة ، اى ، لعنت كنندگان نه شفيعان باشند روز قيامت نه گواهان . و انس گفت كه مردى بر اشترى در خدمت پيغامبر مىرفت ، آن اشتر را لعنت كرد ، پيغامبر - عليه السلام - گفت : يا عبد اللّه لا تسر معنا على بعير ملعون ، اى ، با ما با اشترى ملعون مرو . و