تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦
بخواهد آمد : مثال دوم آن كه تن چون شهر است ، و عقل دريابنده از آدمى چون پادشاهى است كه مدبّر آن باشد ، و قوّتهاى دريابندهء او ، از حسهاى ظاهر و باطن ، چون لشكرها و اعوان اويند ، و اندامهاى او چون رعيت او ، و نفس امّارهء بدفرماى - كه آن شهوت و غضب است - چون دشمنى است كه در مملكت او منازعت كند و در اهلاك رعيت او سعى نمايد . پس تن او چون رباطى و ثغرى است ، و نفس او چون كسى كه در ثغر مقيم شود براى محاربت خصمان . پس اگر با دشمن كارزار كند و او را منهزم و مقهور گرداند ، آثار او ستوده شود چون به حضرت معاودت نمايد ، چنان كه خداى - عز و جل - گفته است :
فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدِينَ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقاعِدِينَ دَرَجَةً
« 26 » اى ، خداى - عز و جل - افزون گرداند درجهء مجاهده كنندگان به مالها و نفسهاى خود بر كسانى كه به عذرى از آن تقاعد نمايند . و اگر ثغر را ضايع كند « 27 » و رعيّت را مهمل گذارد ، اثر او نكوهيده شود و در حال رسيدن به حضرت الهى انتقام آن از وى كشيده‌ايد ، و او را روز قيامت گفته شود : يا راعى السّوء اكلت اللّحم و شربت اللَّبن و لم تردّ الضّالّة و لم تجبر الكسير ، اليوم انتقم منك ، اى ، اى شبان بد ، گوشت بخوردى و شير بياشاميدى و گمشده را باز به جاى نياوردى و شكسته را نبستى ، امروز انتقام آن از تو بخواهم . و قول پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - براى صحابه : رجعنا من الجهاد الاصغر إلى الجهاد الاكبر ، اشارتى است بدين مجاهده . مثال سوم داستان عقل . مثال عقل مثال سوارى شكارى طلب است ، و شهوت او چون اسب او ، و خشم او چون سگ او . پس هر گاه كه سوار چابك باشد و اسب او رياضت يافته و سگ او مؤدّب معلّم ، سزاوار نجح است . و هر گاه كه سوار نادان باشد و اسب سركش و سگ گزنده ، نه اسب زير ران او فرمانبردارى نمايد و نه سگ او به اشارت او سوى شكارى گرايد ، مطلوب حاصل نشود ، بل بيم هلاك سوار بود . و نادانى سوار مثل جهل آدمى است ، و اندكى حكمت او كندى بصيرت او ، و سركشى اسب مثال غلبهء شهوت است ، خاصه شهوت فرج و شكم ، و گزيدن سگ مثال غلبه و استيلاى خشم است .
هامش
( 26 ) نساء 4 - 95 . ( 27 ) در نسخهء خطى « و اگر - براى غير او بود ديگرى كار كند - ثغر را ضايع كند » آمده است ، اما چون در متن عربى « و ان ضيع ثغره » آمده است ، جملهء بين دو تيره مىنمايد .