تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
ثواب است حرص قوى شود ، و طبع و شرع متعاون شوند ، و آن خطاى محض است . بل بايد كه آدمى زبان خود را از اهل قبله بازدارد . و چون مبتدعى را بيند ، در خلوت به طريق تلطف نصيحت كند نه به طريق مجادله ، چه مجادله وى را چنان نمايد كه او حيلتى است در تلبيس ، و آن [ 146 ] صنعتى است كه مجادلان از اهل مذهب او بر امثال آن قادر شوند اگر خواهند . پس بدعت در دل او به مجادله قوى شود و مؤكد گردد ، و چون داند كه نصيحت سود ندارد به نفس خود مشغول شود و او را بگذارد . پيغامبر - عليه السلام - گفت : رحم اللّه من كفّ لسانه عن اهل القبلة الاّ بأحسن ما يقدر عليه ، اى ، رحمت كند خداى بر كسى كه زبان خود را از اهل قبله بازدارد ، مگر به نيكوتر آن چه بر آن قادر شود . هشام بن عروه گفت كه اين سخن خود را هفت بار بازگردانيدى . و هر كه مدتى بر مجادله عادت كرد و مردمان بر وى ثنا گفتند و نفس خود را به سبب آن عزى و قبولى يافت ، اين مهلكات در او قوّت گيرد و باز بودن از آن نتواند ، چون شيطان كبر و خشم و ريا و دوستى جاه و تعزّز به فضل بر وى جمع شود . و مجاهدهء آحاد اين صفتها دشوار باشد ، پس مجموع آن چگونه بود ؟

آفت پنجم خصومت است

( 1 ) و آن نيز نكوهيده است . و آن غير مرا و مجادله است . چه مرا طعن است در سخن ديگرى براى اظهار خللى در آن ، بىآنكه غرضى بدان باز بسته باشد ، جز تحقير غير و اظهار مزيت زيركى . و جدال عبارتى است از كل آن چه تعلق به اظهار و تقرير مذهبها دارد . و خصومت لجاجت است در سخن ، تا مالى يا حقى مقصود بدان استيفا كرده شود . و آن گاهى به ابتدا باشد و گاهى به اعتراض . و مرا جز به اعتراض بر سخنى سابق نباشد . عايشه - رضى اللّه عنها - روايت كرد كه پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - گفت : انّ أبغض الرّجال إلى اللّه الالدّ الخصم ، اى ، دشمن‌ترين مردمان نزديك خداى تعالى سخت خصومت مخصوص به مخاصمت است . و أبو هريره روايت كرد كه پيغامبر - عليه السلام - گفت : من جادل في خصومة به غير علم لم يزل في سخط اللّه حتّى ينزع ، اى ، هر كه در خصومتى بىعلم مجادله كند هميشه در خشم خداى تعالى بود تا آن گاه كه از آن باز باشد . و يكى از سلف گفت : بپرهيزيد از خصومت ، چه آن دين را بكاهد . و گفته‌اند : هرگز پرهيزكارى در دين خصومت نكرده است . و ابن قتيبه گفت : بشير بن عبد اللّه بن أبو بكر بر من
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 249 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى