تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
و اما باعث بر اين ترفع است به اظهار فضل ، و اقدام بر ديگرى به اظهار نقصان او . و اين دو شهوت پوشيدهء قوى است نفس را . اما اظهار فضل از جملهء ستودن نفس است ، و آن از مقتضى آن است كه در بنده طغيانى است به دعوى علوّ و كبريا ، و « 38 » آن از صفات ربوبيت است . و اما تنقيص ديگرى مقتضى طبع سبعى است ، چه آن اقتضا كند كه ديگرى را به درد و بشكند و بكوبد و برنجاند . و اين دو صفت نكوهيدهء مهلك است . و قوّت ايشان از مرا و جدال است ، پس كسى كه بر مرا و مجادله مواظبت نمايد « 39 » قوّت دهندهء اين صفتهاى مهلك باشد . و اين از حد كراهيت در گذشته است ، بلكه معصيت است هر گاه كه در آن رنجانيدن غيرى حاصل آيد . و مرا خالى نباشد از رنجانيدن و برانگيختن خشم ، و معترض را بر آن آوردن كه سخن خود را بدانچه تواند از حق يا باطل نصرت كند ، و در معترض قدح نمايد به كل آن چه صورت بندد . پس منازعت ميان دو مرا كننده برانگيخته شود ، چنان كه دو سگ در يك ديگر افتند ، هر يكى از ايشان خواهد كه يار خود را بگزد ، بدانچه نكايت آن بزرگتر باشد ، و در مفحم گردانيدن و سست كردن او قوىتر بود . و اما علاج آن بدان باشد كه كبر را ، كه داعى اظهار فضل است ، و سبعيت را ، كه باعث تنقيص ديگرى است ، بشكند ، چنان كه در « كتاب كبر » و « كتاب غضب » بخواهد آمد . چه علاج هر علتى به ازالت سبب آن باشد ، و سبب مرا آن است كه ياد كرديم . پس مواظبت « 40 » بر آن آن را طبع و عادت گرداند تا در نفس متمكن شود ، و صبر از آن دشوار گردد . و روايت كرده‌اند كه أبو حنيفه - رحمه اللّه - داود طايى را گفت : چرا انزوا اختيار كردى ؟ گفت : تا به ترك مجادله با نفس خود مجاهده كنم . گفت : در مجلسها حاضر شود و آن چه مىگويند بشنو و سخن مگوى . داود گفت : پس همچنين كردم ، و هيچ مجاهده صعبتر از آن نديدم . و همچنان است كه او گفت : چه كسى كه از غير خود خطا شنود و او بر كشف آن قادر باشد ، صبر بر او بغايت دشوار بود . و براى آن پيغامبر - عليه السلام - گفت : من ترك المراء و هو محقّ بنى له بيت في اعلى الجنّة . چه آن بر نفس بغايت صعب است . و بيشتر غلبهء آن در مذهبها و عقيدتها باشد . چه مرا طبع است ، و چون پندارد كه بر آن
هامش
( 38 ) و حال آن كه . ( 39 ) مواظبت ، مداومت . ( 40 ) مواظبت ، مداومت .