تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
و پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - گفت : تكفير كلّ لحاء ركعتان ، اى ، كفارت هر پوستين كردنى « 38 » دو ركعت است . و عمر - رضى اللّه عنه - گفت : علم را براى سه چيز مياموز و براى سه چيز مگذار « 39 » : مياموز براى مرا و مباهات و ريا با آن ، مگذار براى شرم و بىرغبتى و رضا دادن به جهل از او . و عيسى - صلوات اللّه عليه - گفت ، هر كه دروغ بسيار گويد جمالش بشود ، و هر كه با مردمان منازعت كند مروتش نماند ، و هر كه غم بسيار خورد تنش رنجور گردد ، و هر كه بدخوى شود نفسش در عذاب بود . و ميمون بن مهران را پرسيدند : چگونه است كه هيچ برادرى از تو مفارقت نكند ؟ گفت : براى آن كه با او لجاج نكنم و مرا نبرزم . و آن چه در نكوهش مرا و مجادله آمده است بسيار است . و حد مرا اعتراض است بر سخن ديگرى به اظهار خللى ، اما در لفظ و اما در معنى و اما در قصد گوينده . و ترك مرا به ترك انكار و اعتراض باشد در لفظ . پس هر سخنى كه شنوى اگر حق باشد تصديق كن ، و اگر باطل بود و تعلق به كارهاى دينى ندارد خاموش باش . و طعن در سخن ديگرى گاهى در لفظ باشد ، [ به اظهار خلل در آن ] از جهت نحو يا از جهت لغت و عربيت يا از جهت نظم و ترتيب به تقديم و تأخير آن ، و [ اين ] گاهى از قصور معرفت باشد و گاهى از طغيان زبان ، و هر گونه كه باشد اظهار خلل آن وجه ندارد . و اما در معنى بدانچه گويد چنين نيست [ 145 ] كه مىگويى ، و در اين سخن خطا كرده‌اى براى اين و اين . و اما در قصد او چنان كه گويى : اين سخن حق است و ليكن قصد تو از آن حق نيست و تو در آن صاحب غرضى ، و آن چه بدين ماند . و اين نوع اگر در مسئلهء علمى بود ، بسيار باشد كه به اسم جدل مخصوص شود ، و آن نيز نكوهيده است . بل واجب خاموشى است ، يا سؤال در معرض استفادت نه بر صيغت عناد ، يا تلطف در تعريف نه در معرض طعن . و مجادله عبارتى است از قصد افحام و تعجيز ديگرى و تنقيص او به قدح در سخن او ، و نسبت كردن او در آن به قصور و جهل . و علامت اين آن است كه اگر خصم از جهتى ديگر حق را دريابد ، مجادل آن را كراهيت دارد ، بل خواهد كه ظاهر كنندهء خطاى خصم او باشد تا فضل نفس او و نقصان خصم به آن ظاهر شود . و از اين نجات نيست مگر بدان كه خاموش باشد از كل آن چه به آن بزه‌كار نشود اگر در آن خاموش بود .
هامش
( 38 ) پوستين كردن ، بدگويى كردن ، رسوا كردن . ( 39 ) گذاشتن ، ترك كردن .