تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
فتنه‌اى بزرگ است . و سعيد بن جبير گفت : فتنهء داود - عليه السلام - به سبب نظر بود . و داود پسر خود را گفت كه اى پسر ، پس شير و مار برو ، پس زن مرو . و يحيى بن زكريا را - عليهما السلام - گفتند كه آغاز زنا چيست ؟ گفت : نگريستن و آرزو بردن . و فضيل گفت : ابليس گويد كه نظر كمان قديم من است و تيرى كه در آن خطا نكنم . و پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - فرمود : النّظر سهم مسموم من سهام ابليس فمن تركها خوفا من اللّه أعطاه اللّه ايمانا يجد حلاوته في قلبه ، اى ، نظر تيرى زهرآلوده است از تيرهاى ابليس ، پس هر كه آن را از بيم خداى تعالى بگذارد ، خداى - عز و جل - او را ايمانى دهد كه حلاوت آن در دل خود بيابد . و گفت - عليه السلام : ما تركت بعدى فتنة اضرّ على الرّجال من النّساء ، اى ، نگذاشته‌ام پس از خود فتنه‌اى مردان را زيانكارتر از زنان . و گفت - عليه السلام : اتّقوا فتنة الدّنيا و فتنة النّساء فانّ اوّل فتنة بنى اسرائيل كانت من النّساء ، اى ، بترسيد از فتنه‌هاى دنيا و فتنهء زنان ، چه اول فتنهء بنى اسرائيل از زنان بود . و حق تعالى گفت :
قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ ،
( الآية ) « 120 » اى ، بگو مؤمنان را تا چشمهاى خود را از ناشايست فرو خوابانند . و پيغامبر - عليه السلام - گفت : لكلّ عضو ابن آدم حظّة من الزّنا ، فالعينان تزنيان و زناهما النّظر ، و اليدان تزنيان و زناهما البطش ، و الرّجلان تزنيان و زناهما المشي ، و الفم يزني و زناه القبلة ، و القلب يهمّ او يتمنّى ، و يصدّق ذلك الفرج او يكذّبه ، اى ، همهء اعضاى فرزند آدم را نصيب است از زنا ، پس چشمها زنا كنند و زناى آن نگريستن است ، و دستها زنا كند و زناى آن گرفتن است ، و پايها زنا كند و زناى آن رفتن است ، و دهن زنا كند و زناى آن بوسه است ، و دل قصد كند يا آرزو برد ، و فرج آن را تصديق كند يا تكذيب . و ام سلمه گفت - رضى اللّه عنها - كه ابن ام مكتوم نابينا براى درآمدن به خدمت پيغامبر - عليه السلام - دستورى خواست ، و من و ميمونه نشسته بوديم . پيغامبر - صلى اللّه عليه و سلم - فرمود كه در حجاب شويد . گفتم : نه او نابيناست كه ما را نبيند ؟ گفت : شما او را مىبينيد . و اين دليل است كه زنان را مجالست نابينايان نشايد ، چنان كه در ماتمها و وليمه‌ها عادت است . پس خلوت زنان بر نابينا حرام و مجالست نابينا و نيز نگريستن در او بىحاجتى نيز حرام . و زنان را نگريستن در مردمان و حديث گفتن با ايشان ، براى عموم حاجت ، روا شده است . و اگر [ مريد ] چشم از زنان نگاه بتواند داشت و از كودكان نتواند ، نكاح او را اولى باشد ،
هامش
( 120 ) نور 24 - 30 .