و از عادت سالكان راه آخرت است كه نانخورش دايم نخورند ، بل از آرزوها باز باشند .
چه هر لذيذى كه آدمى از آن آرزو برد و آن را تناول كند مقتضى آن باشد كه در نفس او بطرى زايد ، و در دل او سختيى و انسى با لذتهاى دنيا [ پيدا آيد ] تا به حدى كه با آن ألف گيرد ، و مردن و لقاى خداى را كراهيت دارد ، و دنيا در حق او بهشتى شود ، پس مرگ او را زندانى باشد . و چون نفس خود را از شهوتها باز دارد و در آن با وى مضايقت كند و از لذتهاى آن وى را محروم گرداند ، دنيا بر وى زندانى شود و خواهد كه از آن برهد ، پس مردن خلاص او باشد از آن . و يحيى معاذ بدين اشارت فرموده است و گفته : اى گروه صدّيقان ، نفسهاى خود را گرسنه داريد براى وليمهء بهشت ، چه بسيارى طعام بر اندازهء گرسنگى نفس باشد .
و كل آن چه در آفتهاى سيرى ياد كردهايم در شهوتها و تناول لذتها قايم است ، به أعادت آن تطويل نكنيم . و براى آن در ترك شهوتهاى مباح ثوابى عظيم است ، و در تناول آن خطرى بزرگ ، تا به حدى كه پيغامبر - عليه السلام - گفت : شرار امّتى الّذين يأكلون مخّ الحنطة ، اى ، بدترين امت من آن كساناند كه مغز گندم خورند . و اين تحريم نيست ، بل مباح است ، بر معنى آن كه كسى يك بار يا دو بار بخورد عاصى نشود ، و كسى كه بدان مداومت نمايد ، هم به خوردن آن عاصى نشود ، و لكن نفس او به نعمت پرورده شود و با دنيا انس گيرد و با لذتها ألف پذيرد و در طلب آن سعى نمايد ، پس آن او را به معصيتها كشد ، پس ايشان بدترين امت من باشند ، زيرا كه مغز گندم ايشان را به اقتحام كارهايى كشد كه آن معاصى باشد .
و پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - گفت : شرار امّتى الّذين غذّوا بالنّعيم و نبتت عليه أجسامهم و انّما همّتهم انواع [ 115 ] الطّعام و الوان اللّباس و يتشدّقون في الكلام ، اى ، بدترين امت من آن كساناند كه به نعمت پرورده شوند ، و تنهاى ايشان بر آن رويد ، و همت ايشان الوان طعام و انواع جامه باشد ، و در سخن - براى تفاصح - « 75 » دهن را بپيچانند . و حق تعالى به موسى - صلوات اللّه عليه - وحى فرستاد كه ياد كن كه تو در گور ساكنى ، پس بايد كه آن تو را باز دارد از بسيارى شهوتها .
و سلف از تناول طعامهاى لذيذ و نفس را بر آن عادت فرمودن نيك بترسيدندى ، و آن را علامت بدبختى دانستندى ، و منع خداى ايشان را از آن غايت نيكبختى شناختندى . تا به حدى كه وهب بن منبّه گفت : دو فريشته در آسمان چهارم فراهم آمدند ، يك ديگر را بپرسيدند . يكى گفت :
هامش
( 75 ) تفاصح ، بتكلف فصاحت نمودن .