تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
درجهء سوم آن كه به اندازهء مدى - چهار دانگ منى - « 56 » باز آرد ، و آن دو گروه و نيم بود ، و اين در حق بيشترى از مردمان زيادت از ثلث شكم است ، و نزديك است به دو ثلث شكم برسد - كه چهار دانگ شكم باشد - « 57 » و دو دانگ شراب را ماند ، و براى ذكر چيزى نماند . و در بعضى روايتها ثلث للذّكر آمده است ، بدل ثلث للنّفس . درجهء چهارم آن كه زيادة از مدّى - چهار دانگ منى - « 58 » باشد تا به حد يك من برسد . و همانا كه زيادت از منى اسراف باشد ، و مخالف قول حق تعالى :
وَ لا تُسْرِفُوا .
« 59 » اى ، در حق بيشتر مردمان . چه مقدار حاجت طعام به شخص و سن و كارى كه در آن باشد مختلف شود ، و اينجا طريق پنجم است كه در آن تقديرى نيست ، و لكن موضع غلط است . و آن طريق آن است كه چون گرسنگى صادق شود بخورد ، و هنوز شهوت صادق باشد بگذارد « 60 » و لكن غالب آن است كه اگر با نفس خود يك گرده يا دو گرده تقدير « 61 » نگيرد ، حد گرسنگى صادق وى را روشن نگردد ، و به شهوت كاذب مشتبه شود . و گرسنگى صادق را علامتها گفته‌اند . يكى از آن آن است كه نفس نانخورش نطلبد ، بل نان خشك به آرزو بخورد ، هر نانى كه باشد . و هر گاه كه نان معين يا نانخورش طلبد آن گرسنگى نباشد . دوم آن كه اگر آب دهن بيندازد مگس بر وى ننشيند ، اى ، دهنيتى « 62 » و دسومتى « 63 » در آن نبود . و آن دليل خلأ معده باشد . و معرفت آن دشوار است . پس مريد را صواب آن است كه مقدارى با نفس خود معين دارد كه او را در عبادتى كه در صدد آن است ضعيف نگرداند ، و چون بدان حد رسد بايستد ، اگر چه شهوت او باقى باشد . و در جمله تقدير « 64 » طعام ممكن نيست ، زيرا كه به حالها و شخصها مختلف شود . آرى ، قوت جماعتى از صحابه - رضى اللّه عنهم - در هفته‌اى يك صاع گندم بود ، و چون خرما خوردندى ، صاعى و نيم . و صاع گندم چهار مد است - كه دو من و چهار دانگ منى باشد - « 65 » پس هر روزى نزديك نصف مدى - كه ثلث منى باشد و ثلث سبعى - « 66 » و آن مقدار ثلث
هامش
( 56 ) عبارت ميان دو تيره از مترجم است . ( 57 ) عبارت ميان دو تيره از مترجم است . ( 58 ) عبارت ميان دو تيره از مترجم است . ( 59 ) اعراف 7 - 31 . ( 60 ) هنوز ميل خوردن باقى باشد دست بكشد . ( 61 ) تقدير ، اندازه كردن ، تعيين مقدار . ( 62 ) دهنيت ، چربى ، روغن . ( 63 ) دسومت ، چربى ، چرب بودن . ( 64 ) تقدير ، اندازه كردن ، تعيين مقدار . ( 65 ) عبارت ميان دو تيره از مترجم است . ( 66 ) عبارت ميان دو تيره از مترجم است .