طعام مرا هضم كند . اى ناكس ، طعام خود را هضم نمىكنى ، دين خود را مىشكنى ! « 53 » كو درويش ؟
كو بيوه ؟ كو يتيم ؟ كو مسكين ؟ كه خداى - عز و جل - تو را رعايت حق ايشان فرموده است ؟
[ 111 ] و اين اشارتى است بدين فايده كه فاضل طعام درويشان را دهى تا ثواب ذخيره ماند به از آن كه آن را بخورى تا و بال متضاعف گردد . و پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - در مردى نگريست كه شكم فربه داشت ، به انگشت خود سوى شكم او اشارت كرد و فرمود : لو كان هذا في غير هذا لكان خيرا لك ، اى ، اگر طعام را براى آخرت تقديم نمودى و بر غيرى آن را ايثار كردى ، تو را بهتر بودى . و حسن گفت : به خداى مردانى را ديدهام كه مردى را از ايشان طعام شبانگاه بودى چندانى كه وى را بس كند ، و اگر خواستى همه را بخوردى ، و لكن گفتى : به خداى كه اين همه را در شكم خود صرف نكنم ، بل بعضى را از اين براى خداى - عز و جل - بدهم .
پس اين ده فايده است گرسنگى را ، كه از هر يكى فوايد نامحصور و عوايد نامتناهى منشعب شود . پس گرسنگى [ خزانهاى ] عظيم است فايدههاى آخرت را . و براى اين يكى از سلف گفت كه گرسنگى كليد در آخرت است و در زهد ، و سيرى كليد در دنيا و در رغبت . بل اين همه در خبرها كه روايت كردهايم صريح است ، و به دانستن تفصيل اين فايدهها معانيى از خبرها دريابى ، دريافتن علم و بصيرت . و چون اين ندانى و به فضل گرسنگى تصديق نمايى ، تو را در ايمان مرتبهء مقلدان باشد .
بيان طريق رياضت در شكستن شهوت شكم
( 1 ) بدان كه بر مريد در باب شكم و خوردنى چهار وظيفت است :
اول آن كه جز حلال نخورد ، چه عبادت با خوردن حرام چون بناست بر موج دريا . و آن چه مراعات آن از درجات ورع واجب است در « كتاب حلال و حرام » ياد كردهايم و سه وظيفت كه به خوردن مخصوص است مانده است ، و آن تقدير « 54 » بر اندازهء طعام است در اندكى و بسيارى ، و تقدير وقت آن در زودى و ديرى ، و تعيين جنس خوردنى در تناول آرزوها و گذاشتن آن .
هامش
( 53 ) در عربى : يا لكع ، إطعامك تهضم ؟ انّما دينك تهضم ( زبيدى 7 - 402 ) .
( 54 ) تقدير ، اندازه كردن ، تعيين مقدار .