اما وظيفت اول در كم خوردن طعام ، و طريق رياضت در آن تدريج است . چه كسى كه عادت او بسيار خوردن است اگر به يك دفعت كم خوردن گيرد ، مزاج او احتمال نكند و ضعيف شود ، و رنج عظيم بيند ، پس بايد كه درجه درجه سوى آن رود . و آن بدان باشد كه اندك اندك از طعام معتاد « 55 » كم كند . اگر دو گرده خورد مثلا و خواهد كه به يكى باز آرد ، هر روز ربع سبع گرده كم كند ، و آن جزئى از بيست و هشت جزء باشد ، يا جزئى از سى جزء . پس در ماهى به يكى باز آيد ، و زيان ندارد و اثر آن ظاهر نشود . اگر خواهد به وزن كم كند و اگر خواهد به مشاهده . و هر روز به مقدار لقمهاى بگذارد ، و از آن چه دى خورده است كم كند . پس در اين چهار درجه است .
درجهء اول آن كه نفس خود را به اندازهء قوام باز آرد ، كه بى آن بقا نباشد ، و آن عادت صدّيقان است ، و اختيار سهل تسترى . چه گفته است كه حق تعالى خلق را به سه چيز بندگى فرموده است : حيات و عقل و قوّت : پس اگر بنده بر حيات و عقل ترسد ، بخورد و افطار كند اگر چه روزهدار باشد ، و بتكلف طلبد اگر درويش بود ، و اگر بر قوّت ترسد بايد كه از آن نه انديشد ، اگر چه ضعيف شود تا به حدى كه نماز نشسته گزارد ، چه نماز نشسته از ضعف گرسنگى نزديك وى فاضلتر از آن كه نماز ايستاده با قوّت در سيرى . و او را پرسيدند كه در بدايت قوت تو چه بودى ؟ گفت : قوت من در سالى سه درم بود ، به درمى دوشاب خريدمى و به درمى روغن و به درمى آرد برنج ، آن را بياميختمى و سيصد و شصت گروهه كردمى ، هر شب افطار من به يكى [ 112 ] از آن بودى . گفتند ، اين ساعت چگونه است ؟ گفت : بىحد و وقت معين . و از راهبان حكايت كردهاند كه بعضى از ايشان به اندازهء يك درم سنگ طعام بيش نخوردند .
درجهء دوم آن كه نفس خود را به رياضت در شبانه روزى به نصف مدّ - [ يا ] به سه يكى از من مكه - « 56 » باز آرد . و آن يك گرده و چيزى باشد ، كه چهار از آن منى است . و همانا كه اين ثلث شكم بود در حق بيشتر مردمان ، چنان كه پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - ياد كرده است . « 57 » و آن بيش از لقيمات باشد ، چه اين صيغت در جمع « 58 » براى قلّت باشد ، و آن كم از ده بود . و آن عادت عمر بود - رضى اللّه عنه - چه هفت لقمه يا نه تناول كردى .
هامش
( 55 ) معتاد ، عادت شده ، معمول .
( 56 ) عبارت ميان دو تيره از مترجم است .
( 57 ) ص 172 : ما ملأ آدمى . . .
( 58 ) اين صيغه در جمع به ألف و تا ( زبيدى ) .