تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
مرگ . گفتند : أدب چه باشد ؟ گفت : آن كه پس از گرسنگى خورد و پيش از سيرى دست بدارد . و يكى از افاضل طبيبان گفت در مذمت بسيار خوردن : سودمندتر چيزى كه آدمى به معده رساند انار است ، و زيانكارتر چيزى كه به معده رساند شور ماهى است ، و اندك خوردن از شور ماهى به از بسيار خوردن از انار . و در خبر مشهور است : صوموا تصحّوا ، اى ، روزه داريد تا تندرست شويد . پس در روزه و گرسنگى و كم خوردن صحت تن است از بيماريها و صحت دلهاست از بيمارى انباردگى و نافرمانبردارى و غير آن . فايدهء نهم سبكى مئونت است ، چه اگر كسى كم خوردن عادت كند ، مال اندك وى را بسنده باشد ، و اگر سيرى عادت كند شكم او غريمى « 41 » است كه هميشه ملازم او شود كه هر روزش خفه گيرد كه امروز چه خواهى خورد . و او به سبب آن در هر چيزى مدخلى سازد ، و از حرام كسب كند و عاصى شود ، يا از حلال خوارى و رنج بيند . و بسى باشد كه چشم طمع در مردمان دارد ، و آن غايت خوارى و وحشت است . و مؤمن سبك مئونت باشد . يكى از حكما گفت : من بيشتر حاجتهاى خود به ترك روا كنم [ 110 ] و نفس من در آن آسوده‌تر باشد . و ديگرى گفت : چون خواهم كه براى شهوتى يا زيادتى از كسى وام كنم از نفس خود كنم ، و آن شهوت بگذارم ، او مرا بهتر غريمى « 42 » باشد . و إبراهيم ادهم از ياران خود از قيمت خوردنى بپرسيدى ، اگر گفتندى گران است ، گفتى : به ترك آن را ارزان كنيد . سهل بن عبد اللّه گفت : بسيار خوار در سه حال مذموم باشد : اگر متعبد است كاهلى كند ، و اگر كاسب بود از آفت‌ها مسلّم نماند ، و اگر از آن جمله باشد كه واردى بر او درآيد خداى را از نفس خود انصاف ندهد « 43 » . و در جمله سبب هلاك مردمان حرص ايشان است بر دنيا ، و سبب حرص ايشان شكم و فرج است ، و سبب شهوت فرج شهوت شكم است . و كم خوردن اين همه درها بسته گرداند ، و اين درهاى آتش است . و در بستن آن گشادن درهاى بهشت است ، چنان كه پيغامبر - عليه السلام - گفته است : أديموا قرع باب الجنّة بالجوع ، اى ، پيوسته كوبيد در بهشت را به گرسنگى . پس هر كه در روزى به گرده‌اى قناعت كند در ديگر شهوتها هم قانع باشد ، و آزاد شود ، و از مردمان بىنياز
هامش
( 41 ) غريم ، وامخواه ، طلبكار . ( 42 ) غريم ، وامخواه ، طلبكار . ( 43 ) چون چيزى از بركت و فيض الهى بىكسب به دو رسد حق اللّه را در آن فرو مىگذارد و شكر آن به جاى نمىآورد .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 185 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى