داشته باشد . آن گاه به مؤنث گرمابه حاجت افتد ، و بسيار باشد كه به دخول گرمابه چشم او بر عورتى آيد ، چه در آن نيز خطرهاست ، كه در باب طهارت ياد كردهايم . و آن همه اثر سيرى است .
و بو سليمان گفت : احتلام عقوبت است . و اين بدان سبب گفت كه مانع عبادتهاى بسيار است ، چه در هر حالى غسل ميسر نشود . و خواب منبع آفتهاست . و سيرى جالب خواب است و گرسنگى قاطع آن .
فايدهء هفتم آسان شدن مواظبت بر عبادت . چه خوردن از بسيارى عبادت مانع است ، زيرا كه محتاج شود به زمانى كه در آن به خوردن مشغول باشد . و بسيار باشد كه به زمانى حاجب افتد براى خريدن طعام يا پختن آن ، پس حاجت افتد به شستن دست و خلال كردن ، پس رفتن او به آبخانه بسيار شود براى بسيارى آب خوردن . و وقتها كه در اين مصروف شود اگر در ذكر و مناجات و ديگر عبادتها مصرف شدى سود بسيار بودى . و سرىّ گفت : على جرجانى را ديدم كه پست در دهن مىانداخت ، گفتم : چرا نان نخورى ؟ گفت : حساب كردهام ميان خاييدن و در دهان انداختن هفتاد تسبيح تفاوت مىكند ، براى اين چهل سال است نان نخاييدهام . پس بنگر كه چگونه بر وقت خود مىترسيد ، و در خاييدن آن را ضايع نمىكرد . و هر نفسى از عمر گوهر نفيس است كه قيمت آن كس نداند ، بايد كه از آن خزاين باقيه سازد در آخرت ، كه به آخر نيايد . و آن بدان باشد كه آن را در ذكر خداى و طاعت او مصروف گرداند .
و از آن جمله آن چه متعذر شود به بسيارى خوردن مداومت بر طهارت و ملازمت مسجد است ، چه محتاج شود به بيرون آمدن براى خوردن آب و اراقت « 38 » آن .
و از جملهء آن روزه است ، چه آن كسى را ميسر شود كه بر گرسنگى عادت دارد . و روزه و دوام اعتكاف و دوام طهارت به عادت كردن آن است . و اوقات مشغولى خوردن و اسباب آن را در عبادت صرف كردن سودهاى عظيم است . و آن را حقير ندارند جز غافلان كه قدر دين ندانند ، و لكن
رَضُوا بِالْحَياةِ الدُّنْيا وَ اطْمَأَنُّوا بِها ،
« 39 »
يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ ،
« 40 » اى ، به حيات دنيا راضى باشند و بر آن [ 109 ] آرام گيرند ، و ظاهرى از حيات دنيا دانند و از آخرت غافل باشند .
هامش
( 38 ) اراقت ، ريختن .
( 39 ) يونس 10 - 7 .
( 40 ) روم 30 - 7 .