تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
است . چه گرسنه را شهوت فضول سخن نباشد ، پس بدين سبب از آفت‌هاى زبان چون غيبت و فحش و سخن‌چينى و دروغ و غير آن خلاص يابد ، و گرسنگى از آن همه مانع آيد . و چون سير شود به مفاكهه « 35 » حاجت افتد و تفكّه « 36 » او به اعراض خلق باشد . و مردمان را نگونسار نكند و در آتش به روى در نه اندازد مگر درويده‌هاى زبان ايشان . و اما شهوت فرج غايلهء آن پوشيده نيست . و گرسنگى شر آن كفايت كند . و چون مرد سير شود فرج را منع نتواند كرد ، و اگر تقوى آن را مانع آيد ، چشم را نگاه نتواند داشت . و چنان كه فرج را زناست چشم را هم زناست . و اگر چشم را به پرده تقوى نگاه دارد ، فكرت را ضبط نتواند كرد . پس فكرتهاى بد در دل او آيد ، و در حديث نفس افتد به اسباب شهوت ، و آن چه مناجات او بدان مشوش شود . و بسيار باشد كه در نماز حادث شود . و آفت زبان و فرج را به طريق مثال ياد كرديم ، و الا سبب [ 108 ] همهء معصيتهاى هفت اندام قوّتى است كه به سيرى حاصل آيد . حكيمى گفت كه هر مريدى كه سياست نفس نگاه دارد و يك سال نان خشك خورد كه هيچ چيز از شهوتها بر آن نياميزد و نيمهء شكم از آن خورد ، حق تعالى مؤنث زنان از او بردارد . فايدهء ششم دفع خواب است و پيوسته بيدار بودن . چه كسى كه سير شود آب بسيار خورد ، و كسى كه آب بسيار خورد بسيار خسبد . و براى آن يكى از مشايخ بر سر سفره گفتى : اى گروه مريدان ، نان بسيار مخوريد ، تا آب بسيار نبايد خورد ، و به سبب آن بسيار بخسبيد ، تا خسران بسيار نبايد كشيد . و هفتاد صديق اتفاق كرده‌اند كه بسيارى خواب از بسيارى آب خوردن است . و در بسيارى خواب ضايع شدن عمر است و فوت تهجد « 37 » و كندى طبع و سختى دل . و عمر نفيس‌تر گوهرى است ، و سرمايهء بنده است كه بدان بازرگانى كند . و خواب مرگ است ، پس بسيارى آن كم كردن عمر است . و فضيلت تهجد پوشيده نيست ، و در خواب فوت شدن آن است . و چون خواب عادت غالب شد ، اگر تهجد كند حلاوت عبادت نيابد . و عزب اگر سير خسبد باشد كه محتلم شود ، و آن نيز از تهجد بازدارد و به غسل محتاج گرداند ، اما به آب خنك كه از آن رنج بيند ، يا به گرمابه محتاج باشد كه به شب ميسر نگردد ، پس وتر فوت شود اگر براى تهجد تأخير
هامش
( 35 ) مفاكهه ، با كسى مزاح كردن . ( 36 ) تفكّه ، مزاح كردن . ( 37 ) تهجّد ، شب‌زنده‌دارى .