تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨

بيان فايده‌هاى گرسنگى و آفت‌هاى سيرى

( 1 ) [ پيغامبر گفت - صلّى اللّه عليه و سلّم : با نفسهاى خود مجاهده كنيد به گرسنگى و تشنگى ، چه مزد آن چون مزد مجاهده كننده است در راه خداى . ] « 20 » شايد كه پرسى كه اين فضل عظيم گرسنگى را از كجاست ، و سبب آن چيست ، و در او جز ايلام معده و كشيدن رنج نيست ، پس اگر چنين است بايد كه به هر چه آدمى از آن رنج بيند - از زدن نفس خود و بريدن گوشت خود و تناول چيزهاى مكروه و آن چه بدان ماند - در آن فضلى عظيم باشد . پس بدان كه اين به سخن كسى ماند كه داروى خورد و آن او را سود دارد و او پندارد كه منفعت آن به سبب تلخى دارو و كراهيت آن است ، پس هر چيزى كه تلخ و مكروه باشد خوردن گيرد . و اين غلط است ، بل منفعت او در خاصيت داروست ، نه در تلخى آن . و بر آن خاصيت جز طبيبان واقف نشوند ، پس همچنين بر علت منفعت گرسنگى جز محققان علما واقف نباشند . و كسى كه نفس خود را گرسنه دارد به سبب تصديق آن چه در شرع آمده است از مدح گرسنگى ، بدان منفعت گيرد ، اگر چه علت منفعت گرسنگى جز محققان علما واقف نباشند . و كسى كه نفس خود را گرسنه دارد به سبب تصديق آن چه در شرع آمده است از مدح گرسنگى ، بدان منفعت گيرد ، اگر چه علت منفعت نداند ، چنان كه كسى كه دارو خورد و از آن منفعت گيرد و نداند كه از چه وجه نافع است . و لكن ما آن را براى تو شرح كنيم اگر خواهى كه از درجهء ايمان به درجهء علم ترقى كنى ، چه حق تعالى گفته است :
يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ .
« 21 » پس گوييم در گرسنگى ده فايده است . فايدهء اول صفاى دل و افروختگى خاطر و نفاذ « 22 » بصيرت . چه سيرى بلادت « 23 » آرد و دل را كور گرداند و بخار بسيار به دماغ رساند ، چنان كه در مستى باشد ، تا به حدى كه معادن انديشه را در گيرد ، و دل به سبب آن گران شود از نفاذ فكرت و زودى دريافت ، بل كودك چون بسيار خورد ، حفظ او باطل شود و ذهن او فاسد گردد و فهم و ادراك او كندى پذيرد . و بو سليمان گفت : گرسنگى را لازم گير كه آن نفس را خوار كند ، دل را تنك گرداند و علم سماوى بار آرد . و پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - گفت : حيّوا قلوبكم بقلّة الضّحك و طهّروها بالجوع تصفو و ترقّ ، اى ،
هامش
( 20 ) اين حديث از نسخه افتاده بود و عينا از ترجمهء خوارزمى ( 7 - 394 ) نقل گرديد . ( 21 ) مجادله 58 - 11 . ( 22 ) نفاذ ، نافذ بودن ، جارى شدن ، نفوذ . ( 23 ) بلادت ، كودنى ، كند ذهنى .