گرداند بدانچه در زندگانى ترفّه كنم ، پس روزهاى اندك صبر كنم دوستتر از آن دارم كه نصيب من فرداى قيامت كم باشد ، و هيچ چيز به نزديك من دوستتر از آن نيست كه به دوستان و برادران خود رسم . و عايشه - رضى اللّه عنها - قسم خورد و گفت كه پس از اين سخن هفتهاى تمام نشد تا حق تعالى وى را به جوار رحمت خود برد .
و انس گفت كه فاطمه - رضى اللّه عنها - به خدمت پيغامبر كسرهاى نان آورد ، پيغامبر گفت : اين كسره چيست ؟ گفت : قرصى پختم ، نفس من نياراميد تا اين كسره بر تو نياوردم . گفت :
اما انّه اوّل طعام دخل فم أبيك منذ ثلاثة ايّام ، اى ، بدان كه اين اول طعامى است كه در اين سه روز در دهن پدرت رفت .
بو هريره گفت : پيغامبر اهل بيت خود را سه روز پيوسته از نان گندم سير نگردانيده بود تا از دنيا برفت . و پيغامبر - عليه السلام - گفت : انّ اهل الجوع في الدّنيا ، هم اهل الشّبع في الآخرة ، و انّ أبغض النّاس إلى اللّه تعالى المتّخمون الملأى ، « 15 » و ما ترك عبد اكلة يشتهيها الاّ كانت له درجة في الجنّة ، اى ، اهل گرسنگى در دنيا ، ايشان اهل سيرى باشند در آخرت ، و دشمنترين مردمان نزديك خداى ناگوارندگان ممتليند ، و بنده لقمهاى مشتهى نگذارد « 16 » كه نه او را در بهشت [ 104 ] درجهاى باشد .
و اما آثار
( 1 ) عمر بن خطاب - رضى اللّه عنه - گفت : بپرهيزيد از ناگواردگى ، « 17 » كه آن گرانى است در حيات ، و بدبويى در ممات .
و شقيق گفت : عبادت پيشهاى است كه دكان آن تنهايى است و بهاى آن گرسنگى .
و لقمان گفت پسر خود را : اى پسر ، چون معده پر شود فكرت بخسبد و حكمت گنگ شود و اندامها از عبادت كاهلى كند .
و فضيل بن عياض گفت نفس خود را : از چه مىترسى ، مىترسى كه گرسنه مانى ؟ مترس ، از آن كه تو نزديك خداى خوارتر از آنى كه تو را گرسنه دارد ، محمد - صلّى اللّه عليه و سلّم - و ياران او را گرسنه داشت .
هامش
( 15 ) ( المتّخمون الملأى ) اى الذين يملئون بطونهم من الطعام حتى يتّخمون ، و « التّخمة » فساد الطعام في المعدة ( زبيدى 7 - 391 ) نيز - ترجمهء مفاتيح العلوم ، ص 155 .
( 16 ) گذاشتن ، ترك كردن .
( 17 ) ناگواردگى ، امتلا ، سوء هضم .