و پيه دل را بگدازد ، و در گداختن آن رقّت اوست ، و رقّت او كليد مكاشفه است ، چنان كه قوّت او سبب حجاب است . و هر گاه كه خون دل كم شد ، راه دشمن تنگ شود ، چه مجارى او رگهاى ممتلى است به شهوتها . عيسى - صلوات اللّه عليه - گفت : اى گروه حواريان ، شكمهاى خود گرسنه داريد ، شايد كه دلهاى شما پروردگار را ببيند . سهل گفت : ابدال جز به چهار چيز ابدال نشدهاند : گرسنگى و بيدارى و خاموشى و عزلت از مردمان . و فايدهء گرسنگى در روشن كردن دل ظاهر است ، و تجربه آن را شاهد . و بيان وجه تدريج در اين باب در « كتاب كسر الشهوتين » بخواهد آمد .
و اما بيدارى دل را بزدايد و صافى كند و روشن گرداند ، و با صفايى كه از گرسنگى [ 96 ] حاصل آيد ضم شود . و دل چون ستارهء روشن و آينهء زدوده گردد ، جمال حق در او بدرفشد و درجات رفيع آخرت و حقارت دنيا و آفتها در او مشاهده شود ، پس بدان سبب اعراض او از دنيا و اقبال او از آخرت كمال پذيرد . و بيدارى نيز نتيجهء گرسنگى است ، چه بيدارى با سيرى ممكن نيست . و خواب دل را سخت كند و بميراند ، مگر آن چه به قدر ضرورت باشد ، و آن سبب كشف اسرار غيب بود . و در صفت ابدال گفتهاند كه خوردن ايشان فاقه « 176 » باشد ، و خواب ايشان غلبه ، و سخن ايشان ضرورت . و إبراهيم خوّاص گفت : هفتاد صدّيق متفق شدهاند كه بسيارى خواب از بسيارى آب خوردن است ، و سبب آن بسيار خوردن بسيارى طعام خوردن .
و اما خاموشى به عزلت آسان شود . و عزلت گيرنده خالى نباشد از ديدن كسى كه به طعام و شراب او يا تدبير كار او قيام نمايد ، پس بايد كه سخن نگويد مگر به قدر ضرورت ، چه سخن دل را مشغول كند . و شره دل در سخن عظيم است ، پس بدان آسايش طلبد ، و مجرد شدن را براى ذكر و فكر گران شمرد . و خاموشى تلقيح عقل كند ، و پرهيزكارى آرد ، و تقوى را به كمال رساند .
و اما خلوت فايدهء آن دفع شواغل « 177 » است و ضبط سمع و بصر ، چه ايشان دهليز دلاند . و دل چون حوضى است كه آبهاى تيرهء پليد از جويهاى حواس در او آيد ، و مقصود رياضت آن كه حوض را خالى كند از آن آبها و از گلى كه در آن باشد ، تا قعر آن را بكاود و آب پاك لطيف از آن
هامش
( 176 ) فاقه ، نياز .
( 177 ) شواغل ( ج شاغل و شاغله ) ، موانع ، گرفتاريها ، قيود و علايق مادى .