تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
عزم بر آن چه معاودت ننمايد : و تحقيق پشيمانى بدانچه گذشت ، و بازدادن حقها ، و گذشتن از عثرات ، « 173 » و خشنود كردن خصمان . چه كسى كه توبه را مصحّح نكند ، و معصيتهاى ظاهر نگذارد ، و خواهد كه بر اسرار دين به مكاشفه واقف شود ، همچون كسى باشد كه خواهد كه بر اسرار قرآن و تفسير وقوف يابد ، و « 174 » او لغت عرب هنوز نياموخته باشد ، چه از دانستن ترجمهء عربيت قرآن اولا چاره نيست ، پس به اسرار معانى آن ترقى نمودن . پس همچنين از تصحيح ظاهر شريعت اولا و آخرا چاره نيست ، پس به اسرار و اغوار آن ترقى نمودن . و چون آن چهار شرط را تقديم كرد و از مال و جاه مجرد شد ، همچون كسى باشد كه طهارت كرد و وضو ساخت و حدث برداشت و شايستهء نماز شد ، اكنون به امامى محتاج باشد كه به دو اقتدا كند تا راه راست به دو نمايد . پس همچنين مريد به پيرى و استادى محتاج باشد كه به دو اقتدا كند ، چه راه دين غامض است و راههاى ديو بسيار و ظاهر . و هر كه را پيرى نباشد كه راه راست نمايد او را ، شيطان او را هر آينه به راههاى خود برد ، چه هر كه بىبدرقه در باديهء مهلك رود ، نفس خود را در خطر انداخته باشد و هلاك گردانيده . و كسى كه نفس خود را مستقل داند همچون درختى باشد كه به نفس خود برويد ، چه آن به زودى خشك شود ، و اگر مدتى بماند و برگ آرد ، ميوه ندهد . پس دستاويز مريد ، پس از تقديم شرطهاى مذكور ، پير اوست . پس بايد كه به دو تمسك نمايد ، چنان كه نابينا بر كنار آب دريا به قايدى تمسك كند ، چنان كه همهء كار خود به وى سپارد ، و در ايراد « 175 » و إصدار « 176 » وى را خلاف نكند ، و از متابعت او چيزى باقى نگذارد . و داند كه نفع او در خطاى پير ، اگر خطا كند ، بيش از آن باشد كه در صواب نفس او ، اگر مصيب باشد . و چون مثل اين پيرى يافت ، بر پير واجب شود كه وى را در حمايت خود آرد و نگاه دارد به حصن حصين كه راهزنان را از وى دفع كند . و آن چهار كار است : تنهايى و خاموشى و بيدارى و گرسنگى . چه از راهزنان بدين چهار چيز در امان توان بود ، زيرا كه مقصود مريد اصلاح دل است تا شايستهء نزديكى پروردگار خود شود و او را مشاهده كند . اما گرسنگى بدانچه خون دل را كم كند و سفيد گرداند ، و در سفيدى او روشنايى اوست ،
هامش
( 173 ) عثرات ، لغزشها . ( 174 ) و حال آن كه . ( 175 ) ايراد ، آوردن ، به كارى درآوردن . ( 176 ) إصدار ، باز گردانيدن ، از كارى منصرف كردن .