برآيد . پس چگونه حوض را خالى توان كرد در آن حال كه جويها بر او گشاده باشد ، و از هر جانبي بيش از آن درآيد كه او كم كند ! پس چاره نباشد از ضبط حواس مگر از قدر ضرورت . و آن ميسر نشود مگر به خلوت در جايى تاريك ، و اگر جايى تاريك نباشد سر در گريبان كشد يا گليمى يا ازارى در خود گيرد . و در مثل اين حالت نداى حق شنيده شود . و جلال حضرت ربوبيت مشاهده افتد . نبينى كه پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - بدين صفت بود كه بدين مقام رسيد ؟ و وى را گفتند :
يا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ
« 178 » و
يا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ .
« 179 » و [ اين ] چهار خصلت سپرى است كه راهزنان را دفع كند ، و بازدارد عوارضهاى راه زننده . و چون اين بكرد پس از آن به سلوك راه مشغول شود . و سلوك آن نباشد مگر به قطع عقبات . و بر راه خداى عقبهاى نيست مگر صفتهاى دل كه سبب آن التفات است به دنيا . و بعضى عقبهها بزرگتر از بعضى است . و ترتيب در قطع آن عقبات آن است كه به آسانتر از آن « 180 » مشغول شود ، و آن اسرار علاقتهاست « 181 » در مال و جاه و دوستى دنيا و التفات به خلق و چشم سوى معصيت داشتن . پس چاره نباشد كه باطن را از اثرهاى آن خالى كند ، چنان كه ظاهر را از اسباب ظاهر آن خالى كرده است . و مجاهده در اين مقام دراز باشد ، و به اختلاف حالها مختلف شود . چه بسا كسى باشد كه در بيشتر صفتها مكفّر بود ، « 182 » پس مجاهده بر او دراز نشود ، و آن مختلف است . و ياد كرديم كه طريق مجاهده مضادت شهوت و مخالفت هوى است در هر صفتى كه بر نفس مريد غالب باشد ، چنان كه ذكر آن سابق شده است .
و چون آن مكفّر باشد « 183 » يا به مجاهده ضعيف شود و در دل او علاقت نماند ، او را مشغول كند به ذكرى كه دايم لازم دل او باشد . و او را از تكثير وردهاى ظاهر منع كند ، بل اقتصار نمايد بر فرايض و رواتب . « 184 » و ورد او يك ورد باشد ، و آن لباب وردهاست ، و ثمرهء آن لازم گرفتن دل ذكر حق تعالى را ، پس از آن چه از ذكر غير خالى شود . و ما دام كه دل او به علايق ملتفت باشد او را بدان مشغول نكند . شبلى گفت حصرى را : اگر از آدينه تا آدينه در دل تو چيزى جز خداى گردد
هامش
( 178 ) مزّمّل 73 - 1 .
( 179 ) مدّثّر 74 - 1 .
( 180 ) از آن عقبات .
( 181 ) در كيمياى سعادت : و عقبات راه صفتهاى نكوهيده است در دل و آن بيخ كارهاست . . . ، چون شره مال و جاه و . . . ( 2 - 35 ) .
( 182 ) مكفّر ، پاك از گناه و صفات مذموم ، پوشيده و ناچيز شده .
( 183 ) مكفّر ، پاك از گناه و صفات مذموم ، پوشيده و ناچيز شده .
( 184 ) رواتب ، سنتهايى كه تابع واجبات است و برخى اين سنتها را وابسته به اوقات معين دانستهاند .