تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
جو خريدندى و آس كردندى « 169 » و بپختندى ، و من هر شبى وقت سحر از آن بىنانخورش و نمك افطار كردمى . و اين يك درم مرا به سالى بس كردى . پس عزم كردم كه سه‌گان شبانه روز چيزى نخورم ، پس پنجگان شبانه روز ، پس [ 94 ] هفتگان ، پس آن را به بيست و پنج شبانه روز رسانيدم ، و بيست سال بر آن جمله بودم . پس بيرون آمدم از شهر ، و چند سال سياحت كردم ، پس به تستر باز آمدم ، و همه شب را احيا كردمى . و هو اعلم .

بيان شرطهاى ارادت و مقدمات مجاهده و تدريج مريد در سپردن راه رياضت

( 1 ) بدان كه آخرت را هر كه به دل مشاهده كند ، مشاهده‌اى يقين ، بضرورت مريد كشت آخرت شود و مشتاق آن گردد ، و در آن راه رود ، و نعمت دنيا و لذتهاى آن را حقير شمرد . چه هر كه مهره‌اى دارد ، چون گوهرى نفيس بيند در مهره رغبتش نماند ، و در فروختن مهره به گوهر ارادتش قوى شود . پس هر كه مريد كشت آخرت و طالب لقاى حق تعالى نبود ، به سبب آن باشد كه به خداى و آخرت ايمان ندارد . و به ايمان حديث نفس و جنبانيدن زبان به كلمهء شهادت بىصدق و اخلاص نمىخواهيم ، « 170 » چه آن قول كسى را ماند كه تصديق كند كه گوهر به از مهره و لكن از گوهر جز لفظ آن نداند و حقيقت آن را نشناسد . و مثل [ اين ] تصديق كننده چون با مهره‌اى ألف گيرد ، آن را نگذارد و اشتياق او به گوهر قوى نباشد . پس مانع از رسيدن عدم راه رفتن است ، و مانع راه رفتن عدم ارادت ، و مانع ارادت عدم ايمان ، و سبب عدم ايمان عدم راهنمايندگان و پند دهندگان و عارفان كه راه خداى نمايند ، و بر حقارت دنيا و نيستى آن و بزرگى كار آخرت و هميشگى آن تنبيه فرمايند . چه خلق بىخبرند و شهوت بر ايشان غالب است ، و خواب غفلت مستولى . و در علماى دين كسى نيست كه ايشان را بيدار كند . و اگر كسى از ايشان به نفس خود بيدار شود ، به سبب نادانى راه نتواند يافت ، و اگر از عالمان راه جويد ، ايشان را يابد به هوى مايل گشته و از راه عدول نموده . پس ضعف ارادت و نادانستن راه و گفتن علما به هوى سبب آن شده است كه راه خداى - عز و جل - از سالكان خالى مانده است . و هر گاه كه مطلوب محجوب باشد و دليل مفقود و هوى غالب و جوينده غافل ،
هامش
( 169 ) آس كردن ، آسيا كردن . ( 170 ) نمىخواهيم ، مقصود ما نيست .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 155 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى