تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
است ، و شدت از خشم صادر شود ، اگر خشم بطلان پذيرد ، مجاهدهء كافران ممتنع شود . و قلع خشم و شهوت چگونه مطلوب باشد ، كه پيغامبران از آن خالى نبودند ، چنان كه پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - گفته است : انّما انا بشر اغضب كما يغضب البشر ، اى ، من آدميم ، در خشم شوم چنان كه آدميان در خشم شوند . و چون در پيش او سخنى رفتى كه آن را كراهيت داشتى در خشم شدى ، چنان كه رخسارهء مباركش سرخ شدى ، و لكن جز حق نگفتى ، و خشم او را از حق بيرون نياوردى . و خداى - عز و جل - فرموده است :
وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ ،
« 62 » و نگفته است كه كسانى كه خشم ندارند . پس معلوم شد كه خشم و شهوت را به اعتدال آوردن ، چنان كه عقل را قهر و غلبه نكند ، بل عقل ضابط او باشد و غالب بر او ، ممكن است . و مراد به « تغيّر خوى » اين است . چه بسيار باشد كه شهوت بر آدمى چنان مستولى شود كه عقل آن را مانع نتواند شد از انبساط سوى فواحش ، و به رياضت به حد اعتدال بازآيد ، و اين دليل است بر آن كه ممكن است ، و تجربه و مشاهده بر آن دلالت مىكند ، دلالتى كه در آن شك نباشد . و آن چه دلالت كند بر آن كه مطلوب در اخلاق ميانه است نه طرفها آن است كه سخا در شريعت خوبى مطلوب است ، و آن وسط است ميان اسراف و تقتير « 63 » ، و حق تعالى بدان ثنا فرموده است و گفته :
وَ الَّذِينَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا وَ كانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً ،
« 64 » اى ، كسانى كه چون نفقة كنند اسراف و اقتار « 65 » نبرزند « 66 » و انفاق ايشان ميان اسراف و اقتار قايم گردد . و گفته :
وَ لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً ،
« 67 » اى ، دست خود را از بخشيدن بازمدار تا به حدى كه گويى با گردن در غل است و به خيرى گشاده نشود ، و در نفقة كردن و بخشيدن هم به غايت مرس ، چنان كه هيچ چيز تو را نماند و خود را ملامت كنى . مترجم مىگويد كه اين آيت در آن حال نازل شده است كه پيراهن بخشيده بود پيغامبر - عليه السلام - و به سبب بىجامگى در خانه مانده . و همچنين در شهوت طعام مطلوب اعتدال است نه شره و جمود « 68 » . حق تعالى گفت :
هامش
( 62 ) آل عمران 3 - 134 . ( 63 ) تقتير ، نفقة بر عيال تنگ گرفتن . ( 64 ) فرقان 25 - 67 . ( 65 ) اقتار ، نفقة بر عيال تنگ گرفتن . ( 66 ) برزيدن ، ورزيدن . ( 67 ) إسراء 17 - 29 . ( 68 ) جمود ، فسرده و بسته بودن ، بخل و امساك ورزيدن ، در شرح زبيدى : الخمود ( 7 - 336 ) .