تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
نيست ، و هيچ حسبى چون خوشخويى نيست . و انس روايت كرد كه ام حبيبه از پيغامبر - عليه السلام - پرسيد كه زنى را كه در دنيا دو شوى بود در بهشت آن زن كه را بود ؟ فرمود : لاحسنهما خلقا كان عندها في الدّنيا ، يا امّ حبيبة ذهب حسن الخلق بخير الدّنيا و الآخرة ، اى ، كسى را كه نزديك او خوشخوىتر بوده است در دنيا ، اى ام حبيبه ، خوشخويى نكويى دنيا و آخرت را ببرد . و گفت - عليه الصلاة و السلام : انّ المسلم المسوّد « 18 » ليدرك درجة الصّائم القائم بحسن خلقه و كرم ضريبته ، اى ، مسلمان عامى به خوشخويى و كرم عادت خود درجهء كسى بيابد كه روز در صيام و شب در قيام باشد . و در روايتي : درجة الظّمآن في الهواجر ، اى ، درجهء كسى كه در گرمگاه تشنه باشد . عبد الرحمن بن سمره گفت كه در خدمت پيغامبر - عليه السلام - بودم ، فرمود : انّى رأيت البارحة عجبا رأيت رجلا من امّتى جاثيا على ركبتيه و بينه و بين اللّه عزّ و جلّ حجاب ، فجاء حسن خلقه فادخله على اللّه تعالى ، اى ، دوش عجبى ديدم : مردى را از امت خود ديدم بر دو زانو نشسته و ميان او و حضرت الهى حجابى بود ، پس خوشخويى او بيامد و او را به خداى - عز و جل - رسانيد . و انس روايت كرد كه پيغامبر - عليه السلام - [ 66 ] گفت : انّ العبد ليبلغ بحسن خلقه عظيم درجات الآخرة و شرف المنازل و انّه لضعيف العبادة ، اى ، بنده به خوشخويى خود درجه‌هاى عظيم آخرت و شرف منزلها بيابد ، با آن چه در عبادت ضعيف باشد . و آمده است كه عمر - رضى اللّه عنه - در خدمت پيغامبر دستورى در آمدن خواست ، و نزديك او طايفه‌اى [ از ] زنان قريش بودند كه با وى [ به ] آواز بلندتر از آواز او سخن مىگفتند ، و چون عمر را دستورى بود ايشان سوى حجاب شتافتند ، عمر درآمد ، و پيغامبر تبسم مىفرمود ، عمر گفت : خداى - عز و جل - تو را خندان دارد ، « 19 » مادر و پدر من فداى تو باد ، يا رسول اللّه . گفت : عجبت لهؤلاء اللّاتى كنّ عندي لمّا سمعن صوتك تبادرن الحجاب ، اى ، شگفت داشتم از اين زنان كه نزديك من بودند ، چون آواز تو بشنيدند سوى حجاب دويدند . عمر گفت : يا رسول اللّه ، تو سزاوارتر بودى بر آن چه تو را حشمت داشتندى . پس عمر روى به زنان آورد و گفت : اى دشمنان خويش ، مرا حشمت مىداريد و پيغامبر خداى را حشمت نمىداريد ! گفتند : آرى ، تو درشت‌تر و
هامش
( 18 ) در چاپهاى عربى « المسدد » آمده ، و مرتضى زبيدى آن را « موفق » شرح كرده است كه درست نمىنمايد و همين صورت متن فارسى برترى دارد . ( 19 ) در عربى : ممّ تضحك .