تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 662

مساهمون:

ص٦٦٢

تشريح المسائل

* حاصل مطلب در قول دوم چيست ؟ اينست كه : برخى معتقدند كه به فرض كه ما در مسألهء شك در شرطيّت و جزئيّت برائتى شويم امّا در ما نحن فيه چاره‌اى نداريم جز اين كه احتياطى شويم . * سر مطلب چيست ؟ اينست كه : ما نحن فيه از قبيل دوران بين اقلّ و اكثر نيست تا نسبت به اكثر برائتى شويم ، بلكه از قبيل دوران بين المتباينين است . چرا ؟ زيرا اين امر مردّد : 1 - اگر در واقع مانع يا جزء باشد اين مأمور به به شرط شىء بر ما واجب مىشود . 2 - و اگر در واقع مانع يا زيادى مبطل باشد اين مأمور به يا عمل به شرط لا بر ما واجب مىشود . روشن است كه به شرط شىء و به شرط لا ، قسيم يكديگر و متباينين‌اند ( مثل قصر و اتمام ، كه اگر فى الواقع قصر واجب باشد به شرط لا از زيادت است و اگر اتمام واجب باشد به شرط شىء يعنى به شرط زيادت است ) و نه اين كه اقلّ و اكثر باشند كه آن در مواردى است كه اقل به نحو لا به شرط اخذ شده باشد تا با اكثر قابل جمع باشد . حال وقتى از قبيل متباينين شد ، در آنجا ديگر جاى احتياط است نه برائت و لذا بايد يك‌بار واجب را با اين امر مردد و يك‌بار بدون آن انجام دهيم . * عبارة اخرى اين قول به زبان ساده چيست ؟ اينست كه : اذا دار الامر بين الشرطيّة او المانعيّة يا بين الجزئيّة و زيادة المبطلة شك شما شك در مكلّف به است ، خودش هم از قبيل متباينين است مثل ظهر و جمعه ، و وظيفهء ما احتياط است . اگر بگوئيد چرا متباينين‌اند ؟ مىگوئيم : چون از قبيل : الشىء به شرط شىء و الشىء به شرط لا هستند . يعنى : جهر به بسم اللّه اگر شرط است ، پس صلاة مع الجهر واجب است و اگر مانع است ، پس صلاة بلا جهر واجب است . در نتيجه : صلاة با جهر با صلاة بىجهر متباينين‌اند .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 662 | الشيخ الأنصاري / جمشيد سميعى