قصد تعيين بگذرد .
زيرا در غير اين صورت مكلف جاهل بايد دو نماز بخواند يكى را جهرا و يكى هم اخفاتا ، وقتى او موظف به دو نماز شد ، هيچيك را نمىتواند به قصد تعيين بخواند .
پس : دار الامر بين اينكه حق تعالى ، شرطيّت و مانعيت جهر به بسم اللّه را از او بخواهد و از خير قصد تعيين بگذرد و يا اينكه از ما قصد تعيين را بخواهد و از خير شرطيّت و مانعيّت جهريّهء بسم اللّه بگذارد . بالاخره بايد يك طرف را ملغى كند .
امّا : خداى تعالى : از خير شرط و مانع مىگذرد ، يعنى جهر به بسم اللّه در حق جاهل نه شرط است و نه مانع . و لذا مكلف جاهل يك نماز با قصد تعيين مىخواند .
نكته : شيخ قبلا فرمود كه بايد از قصد تعيين بگذرد و نه از خير شرط و مانع .
حاصل و خلاصهء مطلب اينكه :
وقتى ما ندانستيم كه جهر به بسم اللّه شرط است يا مانع ، برائت جارى كرده ، شرطيّت و مانعيّت آن را از ميان برمىداريم و خود را از تكليف نسبت به اين مسئله راحت مىكنيم .
در نتيجه : يك نماز را جهرا و يا اخفاتا مىخوانيم لكن با قصد تعيين اعم از اين كه در باب اجزاء و شرائط احتياطى باشيم و يا برائتى .
* * *
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 659
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٦٥٩