تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 656

مساهمون:

ص٦٥٦
واجب او حرام . * - هريك از اين دو شك علاوه بر اين كه مربوط به خود عمل است سه ، مطلب دارد كه مطلب سوم آنها دوران بين المحذورين است . امّا : اين دوران بين المحذورين كه در تنبيه چهارم مطرح است مربوط به شرط و جزء است و نه به خود عمل . به عبارت ديگر : در اينجا خود عمل دوران الامر بين المحذورين نيست بلكه در جزء و يا شرط آن عمل دوران بين المحذورين وجود دارد . فى المثل : بسم اللّه خود عمل است لكن جهر به بسم اللّه شرط اين عمل و يا جزء آن است . حال : دوران بين المحذورين مجراى اصالة التخيير است ، منتهى در شك در مكلف به محذورين دو فعل يا ترك مستقل بودند و لكن در ما نحن فيه ، محذورين ، جزء يا شرط غير مستقل است . بنابراين : يا عبادت را با اين امر مردّد ميان شرطيّت و مانعيّت يا جزئيّت و زيادى مبطل بودن انجام مىدهيم و يا بدون آن . و هذا هو معنى التخيير بين الفعل و الترك . * اگر بپرسيد جناب شيخ پس جريان علم اجمالى چه مىشود ، مگر نه اينست كه ما اجمالا به احد لامرين علم اجمالى داريم يعنى اجمالا مىدانيم كه اين يا جزء است و واجب و يا زيادى مبطل است و حرام ؟ با توجه به اين علم اجمالى چگونه برائت جارى كنيم ؟ آيا وجود علم اجمالى مانع از جريان برائت نمىشود ؟ در پاسخ به شما مىگوئيم : خير ، علم اجمالى در صورتى مانع از جريان اصلين در اطراف است كه اجراء اصلين موجب مخالفت قطعيهء عمليه شود . مثل : علم اجمالى و دوران بين المتباينين از قبيل وجوب ظهر و جمعه و يا قصر و اتمام . زيرا : اگر در وجوب ظهر بگوئيم الاصل ، البراءة و آن را ترك كنيم و در طرف ديگر نيز يعنى وجوب جمعه هم بگوئيم الاصل البراءة و آن را ترك كنيم ، يقينا واجب واقعى را ترك كرده‌ايم چرا كه علم اجمالى به يك طرف داريم و حال‌آنكه هر دوطرف را ترك گفته‌ايم و لذا مخالفت عمليه با علم اجمالى شده و در نتيجه مرتكب معصيت شده‌ايم كه كارى قبيح است . امّا : اگر از اجزاء اصلين در دو طرف علم اجمالى هيچ‌گونه مخالفت عمليه قطعيه‌اى صورت نگيرد بلكه حد اكثر يك مخالفت التزاميه تحقق يابد مثل ما نحن فيه و يا كليهء دوران
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 656 | الشيخ الأنصاري / جمشيد سميعى