تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 641

مساهمون:

ص٦٤١

تلخيص المطالب

* حاصل و خلاصه تنبيه دوّم در يك گفتمان ساده چيست و چگونه است ؟ مىگوئيم : جناب شيخ در مباحث اصلى باب اقلّ و اكثر سخن در اين بود كه اگر در رابطهء با شرطيّت و يا جزئيّت امرى شك كنيم . وظيفهء ما چيست ؟ آيا بايد اصل برائت جارى نمود و يا از اصل احتياط استفاده كرد ؟ و لذا بفرمائيد بحث در اين تنبيه دوّم در چيست ؟ بحث در اينست كه : اگر اصل جزئيّت و يا شرطيّت يك امرى فى الجملة براى ما محرز شد و لكن شك كرديم كه آيا مثلا سوره براى نماز جزئيّت مطلقه دارد ( يعنى حتى در فرض تعذّر هم جزئيّت دارد ) ؟ يا اينكه شرطيّت و جزئيّت اين گونه امور اختصاص به فرض تمكّن دارد ؟ به عبارت ديگر : اگر مولى به بندگانش امر كند به مركّبى كه داراى يك سلسله اجزاء و شرائط است ، سپس يكى از اين اجزاء يا شرائط براى مكلّفين غير مقدور باشد آيا بقيّة الاجزاء و الشرائط از عهدهء مكلفين ساقط مىشود و يا اين كه بايد بقيه را اتيان نمود . * جناب شيخ ثمرهء اين بحث چيست ؟ اينست كه : اگر ثابت شود كه اين اجزاء و شرائط ، شرطيّت و جزئيّت مطلقه دارند ، لازمه‌اش اينست كه در مواردى كه قدرت بر طهارت و يا سوره نيست ، اصل نماز از عهدهء ما ساقط مىشود ، چرا كه اذا انتفى الشرط ، انتفى المشروط و اذا انتفى الجزء انتفى الكلّ . و اگر شرطيّت و يا جزئيّت يك امرى به صورت تمكّن از آن امر مقيد باشد مستلزم اينست كه با تعذّر اين امر ، باقىماندهء از اجزاء و شرائط برعهدهء ما ثابت است و بايد اتيان شود . * جناب شيخ مقتضاى قاعدهء اوليّه در اين مسئله چيست ؟ مطلب داراى چند صورت است : 1 - گاهى هركدام از دليل كلّ و يا مشروط با دليل جزء يا شرط اطلاق دارند . يعنى : هم صورت تمكّن را شامل مىشود ، هم صورت تعذّر را ، مثل : أقيموا الصلاة على القول بالاعم . و لا صلاة الّا بفاتحة الكتاب و يا لا صلاة الّا بطهور . در اين صورت با تعذّر شرط يا جزء ، كلّ يا مشروط نيز ساقط مىكند .