پس بايد تمام اجزاء را و لو در غير مجلس واحد ( يعنى دو مجلس ) انجام دهد ، زيرا فوات وصف بهتر است از فوات ذات و موصوف ، و تخيير نيز ( در اينجا ) محتمل است ( چرا كه ممكن است وصف يا شرطى باشد كه مصلحتش از ذات و يا جزء بيشتر باشد ) .
فرع دوم اينست كه :
اگر شارع مقدّس براى كلّ ( يعنى مأمور به مركب مثل وضوء ) بدلى مثل تيمّم قرار دهد در تقديم آن بدل بر كلّ ( يا وضوى ناقص يعنى جبيرهاى ) ، دو احتمال وجود دارد :
احتمال اوّل اينست كه : بنا بر مقتضاى بدليّت كه بدل ( يعنى تيمّم ) بدل از عمل تام و كامل است ، تيمّم مقدّم مىشود بر ( وضوى ) ناقص ، مثل مبدل منه ( يعنى وضوى تام و كامل ) كه مقدّم مىشود بر وضوى ناقص .
احتمال دوّم اينست كه : بنابراين كه ( وضوى ) ناقص در حال اضطرار ، تام و كامل است ( در حق مضطر ) به دليل انتقاء جزئى كه به سبب تعذّر مفقود است ، مقدّم مىشود بر بدل ( يعنى تيمّم ) مثل وضوى تام كه مقدم است بر تيمّم .
نتيجه اين كه : دلالت دارد بر اين احتمال دوم روايت عبد الاعلى كه قبلا گذشت چرا كه امام فرمود : امسح على المرارة و نفرمود : تيمّم .
* * *
تشريح المسائل
* دو فرع مورد نظر در پايان تنبيه دوم در رابطهء با چه امرى است ؟
در رابطهء با بحث جزئيّت و شرطيّت است .
* فرع اوّل چيست ؟
اينست كه : اگر مركب واجب و يا مستحبّى داشته باشيم كه داراى اجزاء و شرائطى است و لكن ادراك و يا انجام همهء اين اجزاء و شرائط براى ما مقدور نباشد ، بلكه از روى ناچارى يا بايد مقدارى از شرائط را ترك كنيم تا قادر بر انجام همهء اجزاء شويم و يا بايد از خير برخى از اجزاء گذشته تا به همهء شروط دست يابيم ، و به عبارت ديگر : در اينجا كه امر دائر است بين ترك جزء و ترك شرط ، چه بايد كرد ؟ آيا ترك الجزء مقدم است يا ترك الشرط ؟
فى المثل : چيزى از وقت نماز عصر باقى نمانده است و اگر ما بخواهيم تحصيل وضو كنيم