اين در حالى است كه حديث شريف فرموده است : الميسور لا يسقط بالمعسور . يعنى ميان سقوط معسور هيچگونه ملازمهاى نيست با سقوط ميسور .
پس : بايد اين حديث شريف حمل شود بر افراد و افعال مستقلهاى مثل : اكرام زيد ، عمر ، خالد و . . .
* پس مراد از ( لدفع توهم السقوط الناشئ عن ايجابها بخطاب واحد ) چيست ؟
پاسخ مستشكل است به يك سؤال مقدّر مبنى بر اين كه :
آيا حمل اين كلام بر افعال و افراد داراى حكم مستقله موجب لغويّت آن نيست ؟ زيرا ما ترديد نداريم كه افعال مستقلّه ، با تعذّر برخى و سقوط آنها بقيهء افراد كه ميسوراند ساقط نمىشود .
و لذا مستشكل در پاسخ مىگويد : خير اين مطلب براى دفع توهم است ، چرا كه افعال مستقلّه در ظاهر با خطاب واحد بيان شده و جاى توهم سقوط باقى است و لذا امام عليه السّلام براى دفع چنين توهمى ، اين گونه فرموده است .
* نظر جناب شيخ ( ره ) در مورد ادّعاى فوق چيست ؟
پاسخ اين شبهه از پاسخ دوم شيخ روشن مىشود و آن اينست كه : سخن از استلزام مقدمه و ذى المقدمه ، از روى دقت نظر عقليّه نيست و بلكه سخن از عينيّت است ، بدين معنا كه اجزاء ميسور عين مركب و كلّ است و گويا اصلا چيزى كم نشده است و لذا اكنون هم ، همان وجوب نفسى باقى است .
* * *
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 609
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٦٠٩